سیدحمیدرضا خدائیان: مدتی است که فیلم تنت اثر کریستوفر نولان سر و صدای زیادی در جهان به پا کرده است.در روزهای اخیر که نسخه ی با کیفیت این فیلم در ایران نیز قابل دسترس شد، این غوغا به ایران هم کشیده شد. به همین دلیل منظوم تصمیم گرفت تا در نقدی اختصاصی به این فیلم بپردازد .
سام بهشتی: ترسیم کردن اتمسفری عجیب و غریب و فضاسازی فیلم به شدت درست است و نشان از هوشمندی خالق اثر در عمق مسائل جامعه اش دارد، هومن سیدی در ترسیم جامعه هدفش به درستی عمل می کند و باری به هر جهت حرکت نکرده است، کاراکترهایی که در فیلمنامه تعریف کرده است شناسنامه دارند و هویت پوشالی ندارند.
محسن شهمیرزادی: لطفاً «به وقت شام» را با هیچ اثری از حاتمیکیا مقایسه نکنید. این خواهش را باید از کسانی داشت که در هر فیلمی از حاتمیکیا دنبال «آژانس» میگردند تا حاجکاظم و سلحشور دیگری برایشان زنده شود. در حالی که حاتمیکیا فرزند زمانه خویش است و در هر عصری دغدغههایش در فیلمهای او بازنمود دارد.
محمدرضا کردلو: «به وقت شام» یعنی به وقت شام، یعنی به وقت این 5، 6 سال، یعنی به وقت زمانه خود. یعنی فارغ نبودن از اتفاقاتی که دور و برمان میگذرد و یک کارگردان چگونه میتواند عکسالعمل خود را نسبت به آنها نشان دهد؛ جز با فیلم ساختن؟!
محمدرضا کردلو: «عرق سرد» به بهانهی نمونهای خاص و تقریبا استثنایی یک قانون کلی را به چالش کشیده است. فیلم سهیل بیرقی در فرآیند ایجاد این چالش، کنایههای سیاسی و اجتماعی کم ندارد. اساسا گویی کنایههای سیاسی اولویت بالاتری نسبت به پرداختن به نقد اجتماعی داشتهاند، آنهم در سطحی کاملا کلیشه و دمده شده.
محمدصادق باطنی: این توصیف را بارها درباره ابراهیم حاتمی کیا شنیده ایم که «او فرزند زمانه خود است»... و این بار حاتمی کیا در «به وقت شام» برای اثبات این توصیف، یکی از مهمترین اصول فکری خود را زیرپا گذاشته است.
مهران زارعیان: رویکرد مصطفی کیایی به سینما، دیگر به بلوغ رسیده است و او نشان داده که رگ خواب مخاطبش را می شناسد و از معدود کسانی است که طیف وسیعی از مخاطبان، از مردم عادی تا منتقدین، آثارش را ستایش می کنند.
: کارگردان فیلم سینمایی «بمب» اصرار زیادی دارد تا واژه عشق را به فیلمش الصاق کند و در نامگذاری این کار را به توصیه دوستان امریکاییاش کرده است،اما مشک آن است که خود ببوید. شاعرانه و عاشقانه بودن به هیچ اثری الصاقشدنی نیست.
: نزدیک به دو دهه بود که سینمای ایران انباشته از آثار اجتماعی شده بود که در آنها کاراکترهایی که برای ناموسشان غیرتی میشدند هجو میشد. پدران با تعصب بی عقل و کله خر و مثلاً غیرتی با دخترانشان بدرفتاری میکردند و شوهران و برادرانی که با خشونتی افراطی به محارمشان زور میگفتند.
محمدرضا فهیمی: بهرام توکلی درتنگه ابوقریب به دنبال یک ساختار رئال و خشن از جنگ می خواهد حافظه تاریخی مخاطب را زنده کند و برای نسل جوان تعریفی از چیستی و چگونگی جنگ آن هم به بهترین شکل و از نزدیکترین نما ارائه کند.
صالح دلدم: از نظر فیلمساز، جامعه و مردم آن به مانند گوسفندانی هستند که احتیاج به چوپان دارند و بدون چوپان به مشکل بر خواهند خورد. این جمله مربوط به دونالد ترامپ نیست که در رابطه با کشورهای مسلمان و یا آفریقایی اظهار نظر سخیفی کرده باشد.
: "سوء تفاهم" اثر پر بازیگر و تک لوکیشن احمدرضا معتمدی، میتواند بهترین نمونه برای تحلیل و درک وضعیت این روزهای سینمای ایران باشد. سینمایی که بیشتر شبه سینماست تا خود آن.
: داستان یک زوج جوان که به همراه تنها کودک در خانه ای جدید تصمیم به زندگی با کیفیت بهتری دارند .اما برای کودکشان اتفاقی رخ میدهد که آرامش خانواده را بهم می ریزد.
: داستان یک مرد که اعتیاد را ترک کرده و شخصیتی شکست خورده دارد و با ویژگیهایش یک شخصیت زشت را ترسیم میکند ساختار فیلم شباهت زیادی به رگ خواب و حتی بی پولی دارد، فردی که در مسیر تصمیمات اشتباه قدم می گذارد یک بار غرور ، یکبار سادگی و این بار ترکیبی از خودباختگی و خودخواهی و درصدی توهم و در نهایت حسادت .
: خیلی ها منتظر لاتاری بودند ،یعنی مهدویان چه میخواهد بسازد؟ که نمی گذارند! بعد از پخش لاتاری میتوان گفت بالاخره مهدویان فیلم ضعیف خود را ساخت. فیلم یک ایده جهانی است اما با یک بیانیه ایرانی ،برعکس دو ساخته گذشته مهدویان که یک داستان ایرانی بود با زبان جهانی .
: تنگه ابوقریب از دسته فیلمهایی است که می بایست اجازه بدهی کاملا رسوب کند ، ابهامات و سوالات کاملا شفاف شود و اجازه بدهی و ببینی آیا زمان وبررسی مجدد فیلم در عالم تفکر و یا تماشای مجدد جوابهای مناسبی برایش پیدا میکند یا خیر.
قاسم اکبری: جسارت کارگردان اما به لحن و کلام شخصیت هایش محدود نمی شود. او رگه هایی از نقد سیاسی – اجتماعی تند و کنایه آمیزی هم در کارش وارد می کند که اکنون می توان گفت یکی از ویژگی های آثار کیایی شده است. این بار اما گل درشت و تاحد زیادی نچسب.
محمد مهدی شیخ صراف: «سرو زیر آب» یک چالش عمیق دارد. دغدغه سرنوشت پیکر شهدا و شناسایی شهیدان گمنام هنوز هم باشه آهنگر را رها نمیکند تا در «سرو زیر آب» هم نخ قصه فیلم را به همین مسئله گره بزند و یک فیلم شریف و انسانی بسازد.
محمدرضا شهبازی: دفاع پیروز میشود و عراقیها تار و مار میشوند. حسن که یکی از اعضای شر و شور دسته است عراقیها را دنبال میکند و همینطور در خاک عراق پیش میرود تا آنها را بگیرد. او وقتی به خودش میآید که کاملا تک و تنها و جدا از دوستانش در وسط یک بیابان قرار دارد.
محمدرضا کردلو: سینمای جنگ سینمای غریبی است. آنقدر که در نمایش دفاع، موقعیت جعرافیایی آن گاهی ما را از موقعیت تاریخی غافل میکند. جبهه، خاکریز، دوکوهه، ابوقریب و ... همه موقعیتهای مکانیاند. تعریف جنگ در موقعیتهای جغرافیایی و بیتوجهی به تاریخ وقوع آن، نکتهای است که در آسیبشناسی سینمای دفاعمقدس قابل توجه است.
پوریا دارابیان: «تنگه ابوقریب» در آرامش کامل شروع میشود. در کنار رودخانه و با نمایش مردم و رزمندگانی که در حال تفریح هستند. جنگ به ظاهر پایان یافته اما همه چیز بیانگر آرامش پیش از طوفان است.