به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: بهرام توکلی
رای کاربر: 8
گاهی در زندگی در موقعیتهایی قرارمیگیری که بالاتر از اهمیت مرگ و زندگی شخصی است. گاهی مرگ و زندگی یک کشور در گرو تصمیم توست. از میدان ندا میآید، هرکس بترسد زودتر میمیرد... حال ببینیم چطور غیرت بر قدرت نظامی چیره میشود.

کارگردان: مصطفی کیایی
رای کاربر: 8
این فیلم به داستان آتشسوزی ساختمان پلاسکو و شهادت آتشنشانان عزیز کشورمان میپردازد.

کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 1
امیرعلی و نوشین دو جوان بیست و یکی دوساله قصد ازدواج با یکدیگر را دارند. خانواده ها چندان موافق نیستند .آنها صبر پیشه کردهاند تا به مرور زمان رضایت خانوادههایشان را جلب کنند. آن دو یک رویای مشترک دارند؛ برنده شدن در لاتاری و دریافت گرین کارت امریکا.


کارگردان: حسین کندری
رای کاربر: 7
خیلی طول میکشه باور کنی که دیگه منو نمیبینی. شنیدی چی گفتم صحرا؟


کارگردان: تهمینه میلانی
رای کاربر: 5
داستان دختری جوان و کم تجربه به نام «ملیحه» است که با ازدواجی نادرست و بدون رضایت خانواده با جوانی به نام سیامک دچار مشکلاتی میشود.

کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 8
در محلههای پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیابانها و کوچهها و در پستوی خانهها سرگردان و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست؟

کارگردان: محسن قرایی
رای کاربر: 9
قاسم کارمند اداره سد معبر شهرداری در تلاش است وضعیت زندگی خود را بهبود ببخشد، اما در این راه با نرگس همسرش اختلافِ نظر دارد...

کارگردان: داود خیام
رای کاربر: 4
داستان این فیلم که بر اساس اتفاقات واقعی است، بین سال های ۹۱ تا ۹۲ میگذرد که روایتگر شرایط زن فیلم به نام «ماحی» است. شرایطی که بازگو کننده معنای کلمه ماحی است که از آن به معنای محوکننده یا نابودکننده یاد میشود.

کارگردان: قربان محمدپور
رای کاربر: 4
داستان فیلم «سلام بمبئی» ملودرامی عاشقانه است درباره آشنایی یک دختر هندی و یک پسر ایرانی که هر دو دانشجوی پزشکی هستند و درگیر اتفاقات پیچیدهای میشوند...

کارگردان: مانی حقیقی
رای کاربر: 1
داستان از مجلس عروسی مرجان آغاز میشود. در میانههای عروسی مأموران برای دستگیری داماد خلافکار وارد میشوند و میهمانان هم فرار میکنند. در این میان ریختن آب آلبالو روی پیراهن داوود گرامی باعث میشود تا دوست او (مجید) خیال کند او تیر خورده است. مجید لباسهای داوود را در میآورد و او را به داخل اتاقی م...