به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: امیرعباس ربیعی
بهترین حربه برای ضربه٬ دوستی است. چون پیچیدگی در سادگی اوست. به لباس شخصیها بیشتر شک کن!

کارگردان: سعید ملکان
داستان این فیلم در مورد نحوه و چگونگی دستگیری عبدالمالک ریگی توسط وزارت اطلاعات ایران است.

کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
در روستایی به نام عدل آباد شرکت سهامی آب، هنگام تخلیه سد آب شور به اشتباه آب را روانهٔ زمینهای کشاورزی آنها میکند و باعث خرابی تمامی محصولات آنها میگردد. گروهی از کشاورزان روستایی پس از آن که از طریق مسئولین سد، دهیار، بخشدار و امام جمعه موفق به حل مشکلشان نمیشوند، تصمیم میگیرند که نزد رئیسجم...

کارگردان: امیر داسارگر
سه نوجوان که در حال آماده شدن برای مسابقه ساخت پهباد هستند٬ با پیدا شدن یک یوزپلنگ در اطراف محل زندگیشان٬ وارد مسائل و درگیریهای مختلف و مهیجی میشوند.

کارگردان: مهدی جعفری
فیلم سینمایی ۲۳ نفر، اقتباسی از خاطرات گروهی از رزمندگان نوجوان ایرانی است که در جریان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۱ به اسارت نیروهای عراقی درآمدند. این گروه کم سن و سال بین ۱۳ تا ۱۷ سال سن داشتند و خاطراتشان از دوران اسارت پیشتر در قالب کتاب «بیست و سه نفر» توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده بود.

کارگردان: محمدحسین مهدویان
– خونهی افشین رو گشتن. خونهی خواهر منو. بهشون نگفتی من کیام؟ نگفتی چه کارایی از دست رفیقات برمیآد؟ – بوی سیگار میدی. – اینم گزارش کن.

کارگردان: نرگس آبیار
روایت دختر جوانی از مناطق جنوب شهر تهران است که درگیر عشق جوانی شهرستانی میشود و این در حالیست که دختر به دلایلی مجبور به مهاجرت از ایران است. در این مسیر، برادرش با او همراه میشود اما در میانه راه، اتفاقاتی برای آنها رقم میخورد.

کارگردان: علیرضا امینی
بعد از مرگ مادربزرگ، زن و شوهری که چندسال از جداییشان میگذرد، برای بهبود و سلامت روحی دخترشان به مسافرت میروند...

کارگردان: بهرام توکلی
رای کاربر: 8
گاهی در زندگی در موقعیتهایی قرارمیگیری که بالاتر از اهمیت مرگ و زندگی شخصی است. گاهی مرگ و زندگی یک کشور در گرو تصمیم توست. از میدان ندا میآید، هرکس بترسد زودتر میمیرد... حال ببینیم چطور غیرت بر قدرت نظامی چیره میشود.

کارگردان: مصطفی کیایی
این فیلم به داستان آتشسوزی ساختمان پلاسکو و شهادت آتشنشانان عزیز کشورمان میپردازد.

کارگردان: پرویز شیخطادی
ریاض جنگجوی کهنه کار توبه میکند خونی بریزد و چون آتشفشانی خاموش به گوشهای میخزد. برای آتش افروزی مجدد او، به یک شوک قوی نیاز است و آن تعرض به گلجان تنها عشق و امید زندگی اوست. آتش ریاض شعلهور شده و خونها میریزد. غافل از اینکه بازیگر یکهتاز نمایشی پرماجرا گردیده است.