به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: ابوالحسن داوودی
رای کاربر: 10
در مورد مردی با لقب هزار پا است، او با همکاری پسر خاله خود در کارهایی مانند دزدی و یا کلاه برداری مشغول جمع آوری روزی خود هستند، ولی او زنی ثروت مند را میبیند و میخواهد با کارهای خوب و نیکوکارانه خود را پیش او عزیز کند و در نهایت با او ازدواج کند ولی ...

کارگردان: فرزاد مؤتمن
رای کاربر: 10
مهتا برای یافتن ردی از داود مرادی که آخرین فرد مرتبط با خواهرش مریم، پیش از خواب طولانی مدتش بوده به محله زندگی داود میرود تا پاسخی برای سوالاتش پیدا کند...

کارگردان: سعید روستایی
رای کاربر: 10
در بزنگاه روزهای سخت، اعتیاد و مواد مخدر هم گریبان زندگی مردم این شهر را رها نمیکند.

کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 10
امیرعلی و نوشین دو جوان بیست و یکی دوساله قصد ازدواج با یکدیگر را دارند. خانواده ها چندان موافق نیستند .آنها صبر پیشه کردهاند تا به مرور زمان رضایت خانوادههایشان را جلب کنند. آن دو یک رویای مشترک دارند؛ برنده شدن در لاتاری و دریافت گرین کارت امریکا.

کارگردان: Anne Marie Fleming
رای کاربر: 10
A young Canadian poet with Chinese and Persian parents travels to Iran to perform at a poetry festival.


کارگردان: ابوالقاسم طالبی
رای کاربر: 10
داستان قحطی و خشکسالی عظیم ایران که در سالهای 1295 تا 1297 و در دوران جنگ جهانی اول در زمان اشغال ایران به دست قوای بیگانه روس و انگلیس رخ داد را روایت میکند...

کارگردان: محمدرضا نجفیامامی
رای کاربر: 10
پیرمردی به حرفه نقالی مشغول است و ابزار کارش، عروسکهای شخصیتهای شاهنامه است. هنگامی که عروسکهای پیرمرد به کمک انیمیشن جان میگیرند، همه چیز تغییر میکند و داستان مهیجی آغاز میشود...

کارگردان: Neil Burger
رای کاربر: 10
همه چیز بر اثر یک جنگ از بین رفته و در این میان، تنها یک شهر با ساکنینی معدود و محافظت شده، باقی مانده است. در این شهر که دورش حصاری عظیم کشیده شده، مردم در پنج فرقه تقسیم بندی شده اند و زندگی می کنند. آن ها موظفند وظایفِ محول شده به فرقه ی خودشان را انجام دهند. بئاتریس و خانواده اش در فرقه ی « فداک...

کارگردان: سینا آذین، شهاب حسینی، علیرضا نسایی
رای کاربر: 10
این فیلم داستان زندگی مجرمی است که مرده یا در حال مردن است. او تصمیم می گیرد به ملاقات خدا برود و موقعی که به محل قرار می رسد می بیند افراد دیگری نیز در آنجا حضور دارند و منتظر ملاقات با خدا هستند و …

کارگردان: سیاوش اسعدی
رای کاربر: 10
گذار به ضرب شمشیر یک دلاور از پا درآیم، پولاد در قلب و لبخند بر لب. زمانی چنین گفته بودم، ولی تقدیر چه بازی ها که ندارد، میدان جنگ من فاضلاب گند خیابان بود و خصم من یک گاری با باری هیزم. بسیار منطقی است، من همه چیزم را از دست داده ام، حتی مردنم را…