به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: یوسف سیدمهدوی
رای کاربر: 3
مهر 1357_ دانشجوی جوانی که اعلامیه توزیع میکند، گرفتار مامورین حکومت نظامی میشود اما جوان از غفلت سرباز مامور حفاظت خود سود برده و میگریزد. مامور محافظ به همراه چند سرباز برای یافتن دانشجوی فراری، به جستجوی خانه به خانه میپردازند. در این حال بحثی فیمابین سربازان درمیگیرد و متدرجاٌ آنها متقاعد م...

کارگردان: علیرضا داوودنژاد
رای کاربر: 3
"اعظم" که به تازگی از شوهر معتادش "احمد" جدا شده در برخورد با "مرتضی" کارش به ازدواج مجدد میکشد. اما اعظم رازی دارد و مرتضی که متوجه گذشته پررنج اعظم شده برای اینکه بتواند علاقه و مهربانی او را بخود جلب کند به گذشت زمان میاندیشد. چندی بعد شوهر معتاد اعظم با او تماس میگیرد تا چارهای برای ادامه زن...

کارگردان: پوران درخشنده
رای کاربر: 4
ناصر نوجوان پانزده ساله ناشنوا که در محیط اجتماعی و خانوادگی مورد بیتوجهی قرار میگیرد، گرفتار بحران روحی شده و حالت انزوا پیدا میکند. بعد رفته رفته نسبت به توانائیهای خود شناخت پیدا میکند و به کمک خانواده و معلمش سعی مینماید بر مشکلات خود غلبه یافته و بحران روحیاش را رفع کند. به این طریق ناصر...

کارگردان: کیومرث پوراحمد
رای کاربر: 3
"مجید" کودک 9 سالهای است که در یک خانواده روستائی در یکی از مناطق شمال ایران همراه مادر خود در خانه ناپدریاش زندگی میکند. مجید در برخوردی کودکانه با "جوادآقا" راننده کامیون_ که منجر به گوشمالی او میشود_ قصد انتقام از او را میگیرد. ولی بزودی این احساس بدل به یک نوع رابطه پدر و فرزندی میشود. کام...

کارگردان: شهریار بحرانی
رای کاربر: 4
یک گروه چهار نفری از واحد اطلاعات و عملیات سپاه پاسداران ماموریت مییابند به خاک دشمن نفوذ کرده و یک پل تدارکاتی را منهدم سازند. آنها در طول راه با گروه کشتی دشمن مواجه میشوند. در یک درگیری یکی از آنها زخمی و دستگیر میشود و بقیه میگریزند. ماموران سپاه سرانجام موفق به انجام ماموریت خود شده و پل تد...

کارگردان: مسعود کیمیایی
رای کاربر: 4
در بانکوک جلسهای برای حمل بیست تن هروئین خالص به ایران تشکیل شده است. هدف از این کار توزسع هروئین در دانشگاه، مدارس، کارخانجات و حتی در جبهههای جنگ است تا ایران در جنگ تحمیلی از نظر نیروی انسانی دچار ضعف و کمبود شود. زن و مرد جوانی در این رابطه دستگیر میشوند. بازپرس از وابستگی آنها به جریان بزرگ ...

کارگردان: خسرو معصومی
رای کاربر: 4
در رژیم گذشته دانشجوئی به نام "محسن" که فرزند یک پزشک است بطور پنهانی با یک گروه مذهبی شروع به فعالیت سیاسی میکند. فعالیت سیاسی وی از طریق سرهنگی که در اداره مشترک کار میکند با اطلاع پدرش رسانده میشود پدر، فرزند را به دلیل شرکت در فعالیتهای سیاسی از خانه بیرون میکند. محسن به گروه میپیوندد و فع...

کارگردان: کیانوش عیاری
رای کاربر: 4
"محمود" که علاقه زیادی به فیلمسازی داد، فیلمنامهای به نام "کژدم" نوشته است که سرگذشت جوانی است که با همکاری دوست و نامزدش به یک جواهر فروش دستبرد زده و سپس برای اینکه جواهرات را به تنهایی تصاحب کند آنها را به تله کابین میبرد و در آنجا مخفی میکند. اما روزی که برای برداشتن جواهرات میرود خود را گرف...

کارگردان: حسن کاربخش
رای کاربر: 4
"لیلا" به آخر خط رسیده است. او زنی تنهاست با گذشتهای مبهم و تیره. در یک پانسیون بزرگ شده و هرگز طعم راستین صمیمیت را نچشیده است. "طوبی" ثمره ازدواج ناموفقش است. جدائی مادر و دختر، انگیزه زنده ماندن را از لیلا گرفته است، پس میرود که خود را به مرگ بسپارد. فرشته از راه میرسد و ارتباط عاطفی بین این د...

کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
رای کاربر: 4
جوانی به نام "ناصر" پس از درگیری با دوستانش، در راه بازگشت به خانه با موتورش به شدت تصادف کرده و در مسیر انقلاب به بیمارستان به عنوان مجروح جنگی بستری میگردد. ناصر در رمحیطی به هوش میآید که همه او را به عنوان مجروح جنگی میشناسند. او در فرار از گذشته سعی میکند خود را در ورای هویت تازهاش پنهان سا...

کارگردان: ابوالفضل جلیلی
رای کاربر: 4
در سال 1357 نوجوان روزنامه فروشی به نام حامد زادراه به دلیل پخش اعلامیه بر ضد نظام سلطنتی دستگیر و روانه دارالتأدیب می شود. او به مرور خود را با نوجوانان بزهکار و رفتار خشن مسئولان دارالتأدیب وفق می دهد، اما در عین حال مسبب اعتراض به وضع بد بهداری، غذا و بلاتکلیفی خود نیز هست.

کارگردان: داریوش فرهنگ
رای کاربر: 6
اواخر دوره قاجار است. آخرین بازماندگان سعی در حفظ میراث و اقتدار پرشکوه خود دارند. طایفهای روستائی از دوردستها به آبادی کنار رودخانه آمدهاند تا دختری را به عنوان "عروس" و در ازای خونبها به دهکدهشان ببرند. در جریان سفر پرمخاطرهی آنها، اسب لجام گسیخته عروس و داماد، رم میکند و آنان را به قلب مخو...