به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: علیرضا داوودنژاد
رای کاربر: 5
سه زن که با همکاری یکدیگر، ایجاد و ثبت یک شرکت تجاری، اقدام به اختلاس از یک مؤسسه اعتباری می کنند آن ها…

کارگردان: رخشان بنیاعتماد، محسن عبدالوهاب
رای کاربر: 5
اسماعیل ، پسر گیلانه ، برای رفتن به جبهه آماده میشود. او در هنگام رفتن ، با نامزدش خداحافظی میکند . سیگل نیز که با شوهرش در تهران زندگی میکرده است ، چندی است که از شوهرش ، رحمان ، بی اطلاع است و نزد مادرش زندگی میکند . روزی سیگل برای کسب خبری از رحمان ، با مادرش عازم تهران میشوند . در راه ، ...

کارگردان: حسن هدایت
رای کاربر: 5
بهرام از دوستان صمیمی همایون خودکشی می کند و در وصیت نامه اش تمام ارث خود را به فرزند همایون می بخشد. این موضوع همایون را دچار شک و تردید می کند.

کارگردان: محمدعلی سجادی
رای کاربر: 5
دختری جوان به نام سریر اقدام به خودکشی میکند اما دکتر مهیار مروی به مداوای او می پردازد و سعی می کند تا به علل این حادثه پی ببرد که درگیر حوادث ناخواسته این میشود و....

کارگردان: فریدون جیرانی
رای کاربر: 5
داستان آشنایی دختری به نام لیلا با حمید دوستدار است که این آشنایی مسیر جدیدی را پیش روی وی قرار میدهد، غافل از این که عادل مشرقی دلبسته اوست...

کارگردان: رسول صدرعاملی
رای کاربر: 5
دختری به نام آیدا متوجه میشود پدرش با زن غریبهای رابطه دارد. یه اسم، یه قیافه، یه کلمه، یه زن که یه دفعه به شدت پرتاب می شه به درون ذهن آیدا که هفده سال دارد، بارها و بارها آیدا آن را از فکرش خارج میکند؛ اما دوباره زشتتر و بدتر برمیگردد سر جایش و مثل خوره به جان آیدا میافتد، زن غریبهای که به ن...

کارگردان: امیرحسین صدیق
رای کاربر: 5
جوانی روستایی به نام توفان سرایداری یک باغ را به جای عمویش چند روزی بر عهده گرفته است. به تدریج عروسکهای مختلفی در یک شب بارانی از سقنقور گرفته تا اسی گونزالس، مادر فولادزره، یه کتی، سامانتا و فردی به این تصور که باغ، خانه مادربزرگ است به آنجا پناه میبرند. توفان که غافلگیر شده ابتدا از دوستی با آن...

کارگردان: محمدعلی سجادی
رای کاربر: 5
دزد خرده پایی به نام اسد که میخواهد به زعم خودش ترقی کند و برای همین درصدد سرقت یه سواری بر میآید و ناخواسته وارد ماجراهای میشود.

کارگردان: مجید مجیدی
رای کاربر: 5
یوسف نابینا که به نظر میرسد دچار بیماری مهلکی است،برای معالجه چشمانش،با پشتیبانی دایی ثروتمندش،راهی فرانسه میشود.در آنجا پزشکان، بیماریاش را خوش خیم و بیاهمیت تشخیص میدهند،درعین حال در مییابند که انگار راهی به بینایی یوسف وجود دارد