به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: محسن شاهمحمدی
رای کاربر: 6
شلیک نهایی داستان "سرگرد کلانی" است که مامور پیگیری و دستگیری باندی حرفهای میشود که همه نوع خلافی مثل قاچاق را انجام میدهد. او متوجه میشود یکی از دوستان صمیمیاش به نام "جمشید" در این باند حضور دارد. کلانی سعی میکند از جمشید کمک بگیرد اما او قبول نمیکند و کلانی به ناچار از طریق عواملی، وارد با...

کارگردان: محسن شاهمحمدی
رای کاربر: 4
دختری به نام «ناهید» که در اتاقش تنها میخوابد، متوجه حضور یک روح در خانه میشود. پدر و مادر، در آغاز حرفهای او را باور نمیکنند؛ اما با وقایع عجیب و وحشتناکی که در خانه رخ میدهد، پای آنها هم به ماجرا باز میشود.

کارگردان: محسن شاهمحمدی
رای کاربر: 4
کمال صاحب یک تولیدی و پاساژ بزرگ تصمیم می گیرد برای فرار از پرداخت مالیات جهت انجام یک معامله سوری به مشهد برود. اما او در سالن انتظار فرودگاه به خواب می رود و پس از بیداری متوجه می شود هواپیما سقوط کرده است. کمال پس از این واقعه و نیز جان سالم بردن از حادثه سقوط از یک ساختمان سه طبقه همچنان به رفتا...

کارگردان: کمال تبریزی
رای کاربر: 10
«صادق» فیلمبردار تلویزیون با راهنمایی همکارش پی میبرد که اگر همراه با آقای «کمالی» به مناطق جنگی سفر کند، به راحتی خواهد توانست وام مورد نظر خود را دریافت کند. او علیرغم عدم تمایل و ترس از فضایی ناشناخته، تصمیم به رفتن میگیرد. حضور «صادق» در منطقهی جنگی حوادثی هم مضحک و هم خطرناک پیش میآورد. او ...

کارگردان: علیرضا داوودنژاد
رای کاربر: 10
زندگی یک رانندهی تاکسی (احد) در گرو تصمیم مردی متمول به نام «نادر» است و به همین خاطر ازدواج دختر او «غزال» با «آرش» به خطر میافتد. «نادر» در صدد رقابت با داماد جوان برمیآید و کشمکش آغاز میشود. «نادر» از همهی امکانات خود استفاده میکند. پایداری و مقاومت خانوادهی «آرش»، عاقبت به پیروزی آنها می...

کارگردان: کیومرث پوراحمد
رای کاربر: 1
«نسرین» و «نرگس» مثل سیبی هستند که از وسط نصف کرده باشند. سالها پیش پدر و مادرشان آنها را از یکدیگر جدا کردهاند، اما آنها از روی یک اتفاق همدیگر را پیدا کرده و پنهانی جایشان را عوض میکنند. حالا «نسرین» در خانهی پدر به جای «نرگس» زندگی میکند و در تنهایی برای عکس خواهرش آواز میخواند: نیمهی گم...

کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
رای کاربر: 1
پلاک «یوسف» از شکم یک کوسه در آبهای جنوب پیدا میشود. همه معتقدند که او شهید شده است. «دایی غفور» که رانندهی تاکسی فرودگاه است، برخلاف دیگران معتقد است که پسرش «یوسف» روزی بازخواهد گشت. زندگی او و دختری به نام «شیرین» که از قبل برای جستجوی برادرش به ایران آمده است، در یک نقطه به هم میرسد. آنها ب...