به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: مهران احمدی
رای کاربر: 6
ایران خیلی بزرگه اما این وقتی خوبه که ادم بدشانسی نباشی. برای بعضی ها زندگی یه جور قماره..ترکیبی از خوش شانسی و بدشانسی..حالا دیگه فرق نمی کنه توی ایران باشی یا اونور دنیا، یا اینکه ساواکی باشی یا انقلابی، یا با همشهری ات ازدواج کرده باشی یا با یه خواننده امریکایی.. خلاصه هرکی باشی و هرجوری باشی موا...

کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 9
امیرعلی و نوشین دو جوان بیست و یکی دوساله قصد ازدواج با یکدیگر را دارند. خانواده ها چندان موافق نیستند .آنها صبر پیشه کردهاند تا به مرور زمان رضایت خانوادههایشان را جلب کنند. آن دو یک رویای مشترک دارند؛ برنده شدن در لاتاری و دریافت گرین کارت امریکا.


کارگردان: قربانعلی طاهر فر
رای کاربر: 4
امید، دانشجوی جوانی که از طرفی درگیر بورسیه خواهرش است و از سوی دیگر، روی پروژهای با موضوع تحقیقات هستهای کار میکند.

کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 9
در محلههای پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیابانها و کوچهها و در پستوی خانهها سرگردان و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست؟

کارگردان: سامان مقدم
رای کاربر: 6
داستان با ازدواج «رویا» و «ارژنگ صنوبر» آغاز میشود و در مسیر زندگی مشترکشان ماجراهایی برای آنها به وقوع میپیوندد...

کارگردان: بهمن کامیار
رای کاربر: 10
بعضی از لکهها رو باید با چیزی از جنس همان لکه پاک کرد

کارگردان: رامبد جوان
رای کاربر: 8
ما به این ته سیگار رژ لبی مشکوکیم. اما این به ما کمکی نمیکنه!

کارگردان: اصغر فرهادی
رای کاربر: 9
روایتگر داستان زوج جوانی است که در حال اجرای نمایشنامه مرگ فروشنده آرتور میلر هستند. رابطه آنها پس از نقل مکان به خانهای که پیشتر زنی به نام آهو در آن ساکن بود، به خشونت کشیده میشود.

کارگردان: قربان محمدپور
رای کاربر: 8
داستان فیلم «سلام بمبئی» ملودرامی عاشقانه است درباره آشنایی یک دختر هندی و یک پسر ایرانی که هر دو دانشجوی پزشکی هستند و درگیر اتفاقات پیچیدهای میشوند...

کارگردان: مانی حقیقی
رای کاربر: 8
داستان از مجلس عروسی مرجان آغاز میشود. در میانههای عروسی مأموران برای دستگیری داماد خلافکار وارد میشوند و میهمانان هم فرار میکنند. در این میان ریختن آب آلبالو روی پیراهن داوود گرامی باعث میشود تا دوست او (مجید) خیال کند او تیر خورده است. مجید لباسهای داوود را در میآورد و او را به داخل اتاقی م...