به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: Chan-wook Park
رای کاربر: 8
«اوه دا-سو» بعد از ربوده شدن توسط شخصی ناشناس در یک اتاق و به مدت 15 سال زندانی می شود. پس از آزادی به او یک دستگاه تلفن، مقدار زیادی پول نقد و لباس های گران قیمت می دهند. اکنون او پنج روز زمان دارد تا کسی که او را برای پانزده سال زندانی کرده بود بیابد...

کارگردان: کوئنتین تارانتینو
رای کاربر: 7
یک عروس بعد از کمای طولانی، بیدار میشود. اثری از بچه ای که قبلا در شکم داشته نیست. تنها چیزی که در ذهن دارد، انتقام گرفتن از تیم قاتلینی است که به او خیانت کردند، تیمی که خودش هم زمانی عضو آن بود.

کارگردان: اندرو استنتون، Lee Unkrich
رای کاربر: 7
«مارلین» دلقک ماهی قدری کج خیالی است که بی اندازه به پسر جوانش، «نیمو» علاقه دارد. در طبیعت «مارلین» نیست که به کشف آب های ناآشنا بپردازد؛ ولی وقتی در اولین روز مدرسه، او و «نیمو» به طور اتفاقی نزدیک صخره ی آبی بزرگ از هم جدا می افتند، «مارلین» به راه می افتد تا پسرش را پیدا کند...

کارگردان: داریوش مهرجویی
رای کاربر: 9
برای خانوادهای دو مهمان سرزده که تازه عروس و داماد هستند، میآید و چون وضع مالی خانواده خوب نیست، همسایگان دست به دست هم میدهند تا آبروی صاحبخانه را حفظ کنند...

کارگردان: کمال تبریزی
رای کاربر: 9
رضا مثقالی معروف به رضا مارمولک دزد سابقه داری است که بارها دستگیر و زندانی شده، اما در آخرین دستگیری، اتهام او سرقت مسلحانه است. رضا را به زندانی تحویل می دهند که رئیس آن (آقای مجاور) مردی بسیار سختگیر و انعطافناپذیر است. او عقیده دارد باید آنقدر نسبت به مجرمان ـ با روش هایی خاص ـ سخت گیری کند که ...

کارگردان: اصغر فرهادی
رای کاربر: 9
در یک کانون اصلاح و تربیت شهر زیبا زندانی با درواست اعلا یکجا جمع میشوند تا هجدمین سال تولد اکبر را با هم جشن بگیرند.اکبر که یک متهم است و دلیل اتهام او این است که دوسال قبل که وقتی شانزده سالش بوده است دختری را کشته و حالا وقت است تا قصاص شود.اعلا برای اینکه بتواند به او کمک کند با کمک کردن فیروزه...

کارگردان: علی مصفا
رای کاربر: 6
مهندس مرد پا به سن گذاشته ای است که از همسر و پسرش جدا شده و تنها زندگی می کند.در شبی که قرار است آن دو از خارج برسند صدای زنی روی پیغام گیر تلفن خانه ی مهندس توجه او را جلب می کند. زن می گوید که شماره را تصادفی گرفته و می خواسته پیش از خودکشی به کسی خبر بدهد.مهندس اول سری به پدر و مادر پیر و مستأصل...