به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: حسن فتحی
رای کاربر: 7
ماجرای فصل دوم از جایی شروع میشود که پس از مرگ بزرگ آقا اداره همه چیز به قباد میرسد و او همه کاره دم و دستگاه دیوان سالار میشود، اما شرایط جدید و قدرت گرفتن قباد به مذاق عمه بلقیس که در کرمان زندگی میکند خوش نمیآید و او برای آنکه مدعیان قدرت را از سر راه خاندان دیوانسالار بردارد به تهران می...

کارگردان: آرش لاهوتی
رای کاربر: 10
به بیان زندگی ۴ جانباز اعصاب و روان در یکی از بیمارستانهای روانپزشکی تهران میپردازد. این جانبازان که در جنگ تحمیلی ایران و عراق مجروح شدهاند، سالهای بسیاری است که در کنار یکدیگر زندگی میکنند.

کارگردان: ابراهیم ایرج زاد
رای کاربر: 5
در این فیلم نهاد خانواده و مهاجرت از شهرستان به تهران و مشکلات و سختیهایی که این مسیر دارد، به تصویر کشیده شده است.


کارگردان: محمدهادی کریمی
رای کاربر: 7
این فیلم یک کمدی موقعیت از زندگی تراژیک فردی است که میبایست علیرغم خواست درونیاش همرنگ با مردم پیرامونش زندگی کند.


کارگردان: پوران درخشنده
رای کاربر: 4
شیرین که در زندگی خانوادگی با فرزند و همسرش به تدریج دچار مشکل میشود، به دنبال پیدا کردن راهی برای ایجاد ارتباط با آنهاست، که موفق نمیشود و به بحران میرسد. تلاش مجدد او برای خارج شدن از این بحران او را با چالش جدیدی رو به رو میکند.

کارگردان: مازیار میری
رای کاربر: 5
سارا و آیدا دوستان صمیمی هستند که آبروی یکی از آنها به خطر افتاده و حالا باید به کمک هم شرایط را به حالت عادی بازگردانند، اما این دو دوست تا کجا پای یکدیگر میایستند؟

کارگردان: آیدا پناهنده
رای کاربر: 6
مردی که ماهی را دوست داشت بازگشته است. دختری که بهروز را دوست دارد باز میگردد... مردهگان زنده میشوند.

کارگردان: محمد حمزهای
رای کاربر: 5
برای خودم فکرهایی داشتم آرزو داشتم می خواستم قهرمان بشم می خواستم اون چیزی که جامعه بهم تحمیل میکنه رو کنار بزنم، خوبه.

کارگردان: سیدمحمدرضا خردمندان
رای کاربر: 8
همیشه همینجوریه! آخرین بار هوا ابر شد. باد گرفت. درختا داشتن از جا کنده میشدن. اونقدر بارون شدید شد که سیل شهرو گرفته بود. پرندهها دور و بر لونه هاشون جیغ میکشیدن. یکی از بچهها قسم میخورد خودش دیده خورشید یکی دوبار نورش کم و زیاد شده....

کارگردان: تهمینه میلانی
رای کاربر: 4
داستان دختری جوان و کم تجربه به نام «ملیحه» است که با ازدواجی نادرست و بدون رضایت خانواده با جوانی به نام سیامک دچار مشکلاتی میشود.