به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
رای کاربر: 8
«عباس»، رزمندهی سالهای جنگ تحمیلی و کشاورز فعلی، برای مداوای ناراحتی که در گردن دارد به همراه همسرش «نرگس» به تهران سفر میکند و تصادفی با فرماندهی سابقش «حاج کاظم» روبرو میشود. کاظم به او کمک میکند که جریان مداوا سریعتر انجام شود. با مراجعه به بیمارستان و آزمایشهای متعدد پزشک معلوم میشود که...

کارگردان: بهروز شعیبی
رای کاربر: 8
شیوا سرپرست خانوادهای است و با تلاش و کوشش سعی کرده زندگی خوب و آبرومندانهای برای خود و تنها پسرش فراهم کند. با رسیدن نامهای زندگی آنها دچار تحول میشود و در مسیری جدید قرار میگیرد.

کارگردان: تهمینه میلانی
رای کاربر: 8
«کوروش زند» یک سوپراستار جوان سینما است که موفقیت و شهرت، او را به آدمی مغرور و خوش گذران و غرق در فساد تبدیل کرده است....

کارگردان: محسن قرایی
رای کاربر: 8
قاسم کارمند اداره سد معبر شهرداری در تلاش است وضعیت زندگی خود را بهبود ببخشد، اما در این راه با نرگس همسرش اختلافِ نظر دارد...

کارگردان: احمد کاوری، مهدی فیوضی
رای کاربر: 8
سال 1382، فریدون کیان فر همراه با عده ای دیگر از اسیران جنگی به جا مانده در عراق، به ایران باز گردانده میشوند...

کارگردان: رسول صدرعاملی
رای کاربر: 8
آیدین و تدائی که در پارک با هم آشنا شده بودند در حین گردش در پارک توسط مأمورین نیروی انتظامی متوقف شده و به کلانتری برده میشوند. با تشکیل پرونده و تا برگشت آن از دادسرا آیدین در کلانتری مانده و تدائی نیز برای تحقیقات به پزشکی قانونی منتقل میشود و...

کارگردان: مجیدرضا مصطفوی
رای کاربر: 8
یه روده راست تو شکمش نیست، یادت رفته تو چشممون زل میزد دروغ میگفت. اون برگرده همه را عاصی میکنه ... .

کارگردان: سید روحالله حجازی
رای کاربر: 8
حضور مهمانان آقای محمودی و بانو، زندگی مشترک آنها را تحتتاثیر قرار میدهد.

کارگردان: محمدرضا هنرمند
رای کاربر: 8
حمید افشاری بههمراه پسرش رامین، زندگی فقیرانه و دشواری را میگذارند. رامین مفتون کامپیوتر است و حمید افشاری برای رفع تکلیف پدرانه به رامین قول داده است تا در صورت قبولی با معدل ۲۰ در پایان سال تحصیلی برای او کامپیوتر مورد نظرش را بخرد. رامین هم علیرغم انتظار و پیشبینی با معدل ۲۰ قبول میشود. حمی...

کارگردان: محمدمهدی عسگرپور
رای کاربر: 8
رحمان پسری سرراهی است که از همان کودکی در روستا زندگی کرده و بزرگ شده است. هر سال در نیمه شعبان او برای ادای نذر ده ساله اش ـ که امسال آخرین سال آن است ـ راهی قدمگاه می شود. اما با رسیدن به این زیارتگاه رحمان خوابی می بیند که زندگی او را متحول می کند. او برای یافتن پدر و مادرش دوباره به روستا برمی گ...