به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: امیرحسین ترابی
رای کاربر: 7
زندگی ی هزارتووی پیچیدهاس٬همه آدما دنبال راهی برای فرار هستند اما فقط ی راه خروج وجود داره و تا موقعی که به مرکزش نرسی متوجهاش نمیشی..

کارگردان: حسین قناعت
رای کاربر: 7
زندگی رامین ، فیلمنامهنویس ۴۰ ساله تنها و ناموفق با ورود پسری ۸ ساله به نام تپلی دگرگون میشود. چهرهی تپلی اما برای مرد بیش از حد آشناست ...

کارگردان: امیر داسارگر
رای کاربر: 7
سه نوجوان که در حال آماده شدن برای مسابقه ساخت پهباد هستند٬ با پیدا شدن یک یوزپلنگ در اطراف محل زندگیشان٬ وارد مسائل و درگیریهای مختلف و مهیجی میشوند.

کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 7
– خونهی افشین رو گشتن. خونهی خواهر منو. بهشون نگفتی من کیام؟ نگفتی چه کارایی از دست رفیقات برمیآد؟ – بوی سیگار میدی. – اینم گزارش کن.

کارگردان: آزیتا موگویی
رای کاربر: 7
ایران و اسپانیا برای راهاندازی یک پروژه بزرگ در جزیره هندورابی در جنوب ایران به توافق رسیدهاند. شرکتها و افراد بسیاری به طمع برنده شدن در این مناقصه شرکت کردهاند. از جمله مهندس سعید پارسا و همسرش رویا عضدی که چند سالی است از هم جدا شدهاند و از مدیران شرکتهای حاضر در مناقصه هستند. دیگران نیز با...

کارگردان: بهرام توکلی
رای کاربر: 7
گاهی در زندگی در موقعیتهایی قرارمیگیری که بالاتر از اهمیت مرگ و زندگی شخصی است. گاهی مرگ و زندگی یک کشور در گرو تصمیم توست. از میدان ندا میآید، هرکس بترسد زودتر میمیرد... حال ببینیم چطور غیرت بر قدرت نظامی چیره میشود.

کارگردان: هومن سیدی
رای کاربر: 7
میگن اگه چوپان نباشه گوسفندها تلف میشن٬ یا گرگ بهشون میزنه یا از گرسنگی میمیرن٬ جون مغز ندارن. هرکی که مغز نداره به چوپان احتیاج داره٬ یه چوپان دلسوز... چوپان حکم پدر گوسفندها رو داره٬ آدم بدون پدر هیچی نیست. اون چوپانه ما همه گوسفنداشیم٬ اون به ما میگه کی بریم٬ کجا بریم٬ چیکار کنیم٬ کی بشینیم٬ کی...

کارگردان: سیدمحمدرضا خردمندان
رای کاربر: 7
همیشه همینجوریه! آخرین بار هوا ابر شد. باد گرفت. درختا داشتن از جا کنده میشدن. اونقدر بارون شدید شد که سیل شهرو گرفته بود. پرندهها دور و بر لونه هاشون جیغ میکشیدن. یکی از بچهها قسم میخورد خودش دیده خورشید یکی دوبار نورش کم و زیاد شده....

کارگردان: منیر قیدی
رای کاربر: 7
«ویلاییها» قصه خانوادههای فرماندههان سپاه و ارتش در سال 1365 است. عزیز زن 50 سالهای است که همراه نوههایش وارد مجموعه ویلاها میشود. الیاس نیز راننده بسیجی است که هر وقت وارد مجموعه میشود همه نگران این میشوند که شاید خبر شهادت یکی از فرماندهان را بدهد. پس از مدتی سیما که عروس عزیز است از تهران...

کارگردان: اصغر فرهادی
رای کاربر: 7
روایتگر داستان زوج جوانی است که در حال اجرای نمایشنامه مرگ فروشنده آرتور میلر هستند. رابطه آنها پس از نقل مکان به خانهای که پیشتر زنی به نام آهو در آن ساکن بود، به خشونت کشیده میشود.
