به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: رضا عطاران
رای کاربر: 10
الو... سلام قربان... خوبین... آقا منو دزدیدن... بله... نمیشناسمشون... نه خیر سرکاری چیه... من چه میدونم چرا گوشیمو نگرفته... 38 سال، سنمو چرا میپرسین؟... نمیدونم کجا... شما باید پیدام کنین... آقا من گوشیام آیفونه... ردیاب دارد... نمیشه پیدام کرد؟... آقا اومد... من قطع میکنم...

کارگردان: مهران مدیری
رای کاربر: 10
داستان یک کارمند ساده هست که ناخواسته وارد ماجراهایی می شود که مجبور می شود در هر نقشی بازی کند و…

کارگردان: مهران مدیری
رای کاربر: 10
مسعود شصت چی که در گذشته به دلیل تغییر هویتها به دادگاه رفته بود و حکم شش ماه زندانی گرفته بود به خانه باز گشته اما سحر نامزد او با رئیس پیر اداره ثبت احوال به خواست پدرش و نه به رضایت خود ازدواج کرده ولی هنوز به مسعود شصتچی علاقه دارد. مسعود از اداره ثبت احوال اخراج شده و همه به دلیل سابقه گذشت...

کارگردان: مهران مدیری
رای کاربر: 10
ما جرا از آن جای شروع شد که نیما زند کریمی معلم تاریخ در پی پیدا کردن چند صفحه حذف شده از تاریخ است. او یک قهوه می خورد و به یک تاریخ دیگر میرود و در انجا با مردم ان زمان زندگی می کند و در انجا با مادر بزرگ رویا خانم که در زمان خودش عاشقش بود ازدواج می کند و در تمام مدت برای عوض کردن تاریخ و جلوگیری...

کارگردان: مهران مدیری
رای کاربر: 10
مجموعه به مانند تئاتری شبیه است که در هر قسمت مخاطبان بسیاری را به عنوان تماشاگر دعوت می کند. به جز بازیگران ثابت، در هر قسمت یک بازیگر مهمان نیز حضور دارد که با حضور در مقابل دوربین همراه با سایر بازیگران وارد فضای شیرین و کمدی قصه خواهد شد.

کارگردان: منوچهر هادی
رای کاربر: 10
ناصر و خانوادهاش به سفری سیاحتی به برزیل دعوت میشوند. آنجل، دختری برزیلی، او را با نامزد سابق خود اشتباه میگیرد و…

کارگردان: مهران مدیری
رای کاربر: 10
فصل دوم این مجموعه در یک اردوگاه میگذرد که در آن افرادی که در فاز اول به تخلفات در حوزه پزشکی پرداخته بودند دوران محکومیتشان را بین زندانیان سابقهدار میگذرانند و در طول آن درگیر ماجراهایی میشوند...


کارگردان: کمال تبریزی
رای کاربر: 9
رضا مثقالی معروف به رضا مارمولک دزد سابقه داری است که بارها دستگیر و زندانی شده، اما در آخرین دستگیری، اتهام او سرقت مسلحانه است. رضا را به زندانی تحویل می دهند که رئیس آن (آقای مجاور) مردی بسیار سختگیر و انعطافناپذیر است. او عقیده دارد باید آنقدر نسبت به مجرمان ـ با روش هایی خاص ـ سخت گیری کند که ...