به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: محمد عسگری
رای کاربر: 9
با نگاهی متفاوت، رشادت، غیرت و میهندوستی خلبان شهید علیاکبر شیرودی و دیگر همرزمانش را در روزهای آغازین جنگ به تصویر میکشد.

کارگردان: Ki-duk Kim
رای کاربر: 9
تئیک سو سوار تنها و خاموش در خانه های خالی می شکند و در حالی که صاحبان مسافرت می کنند زندگی عادی را تجربه می کنند. او هیچ چیز را سرقت نمی کند و از خانه به خانه بدون هیچ گونه خرابی غیر از غذا حرکت می کند و خانه ها را تمیز می کند، تعمیرات کوچکی را انجام می دهد یا لباس هایی را برای پرداختن به مهمان نوا...

کارگردان: تیم برتون
رای کاربر: 9
مخترع دیوانه ای (پرایس) با عشق و علاقه، موجودی مصنوعی به نام «ادوارد» (دپ) می سازد. «ادوارد» تمامی استانداردهای جسمانی بشر را داراست و فقط دست هایش مشکل دارد. (مخترع، موقتا یک جفت قیچی در انتهای دست های او کار گذاشته است.) وقتی مخترع مهربان می میرد، «ادوارد» تنها می شود…

کارگردان: رابرت کلوز
رای کاربر: 9
لی که مبارز ماهر هنرهای رزمی است توسط سازمان جاسوسی انگلستان ترغیب می شود تا برای تحقیق درباره قتل و قاچاق مواد مخدر به صورتی ظاهری وارد مسابقات رزمی ای واقع در یک جزیره شود...

کارگردان: هایائو میازاکی
رای کاربر: 9
داستان در مورد آشیتاکای ماجراجو است که در یک سفر برای پیدا کردن چندین شی با ماجراهای زیادی روبرو میشود و در این سفر با چندین قبیله میجنگدد و با دختری نیز آشنا میشود...

کارگردان: کمال تبریزی
رای کاربر: 9
رضا مثقالی معروف به رضا مارمولک دزد سابقه داری است که بارها دستگیر و زندانی شده، اما در آخرین دستگیری، اتهام او سرقت مسلحانه است. رضا را به زندانی تحویل می دهند که رئیس آن (آقای مجاور) مردی بسیار سختگیر و انعطافناپذیر است. او عقیده دارد باید آنقدر نسبت به مجرمان ـ با روش هایی خاص ـ سخت گیری کند که ...

کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
رای کاربر: 9
«عباس»، رزمندهی سالهای جنگ تحمیلی و کشاورز فعلی، برای مداوای ناراحتی که در گردن دارد به همراه همسرش «نرگس» به تهران سفر میکند و تصادفی با فرماندهی سابقش «حاج کاظم» روبرو میشود. کاظم به او کمک میکند که جریان مداوا سریعتر انجام شود. با مراجعه به بیمارستان و آزمایشهای متعدد پزشک معلوم میشود که...

کارگردان: مجید مجیدی
رای کاربر: 9
پسرکی به نام علی کفشهای خواهرش را گم میکند. از آنجایی که زهرا کفش دیگری ندارد و پدر هم توانایی مالی خرید کفش نو را ندارد، قرار میگذارند که صبحها زهرا کتانی علی را بپوشد و ظهر علی با کتانی به مدرسه برود. با وجود تلاشی که زهرا برای بهموقع رساندن کفشها میکند، اما علی هر روز دیر به مدرسه میرسد ت...