به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: عادل یراقی
رای کاربر: 2
روایت داستان یک معلم ریاضی است که برای تدریس خصوصی به خانه شاگردش میرود و همین امر باعث آشنایی او با مادر بچه میشود.

کارگردان: محمد امین همدانی
رای کاربر: 1
اولین آدم سوزی تاریخ را روایت میکند که به دست ربیان یهودی صورت گرفته و سران این قوم، نصرانیهایی را که به نام نوکیشان دست از دین آبا و اجدادیشان کشیدهاند و به آیین نصرانی درآمدهاند در درهای موسوم به اخدود به آتش کشیدهاند.

کارگردان: اصغر نعیمی
رای کاربر: 1
نازنین: مهم نیست کی هستی یا چه کاره ای... تو هر وضعیتی که باشی محبت وظیفته... فرهاد: نصیحت ات خوبه. فقط یه خورده کهنه شده.


کارگردان: نرگس آبیار
رای کاربر: 5
قصهی زندگی یک خانواده یزدی بین سالهای 57 تا 62 است. روایتی از زندگی چهار کودک با نامهای بهار، نادر، کمال و مریم که همراه پدرشان غفور و مادربزرگ در دهه 50 خورشیدی نفس میکشند! دنیای این کودکان دنیایی است پر از رویاهای زیبای کودکانه که قرار است رنگ حقیقت به خود بگیرد...

کارگردان: بهروز شعیبی
رای کاربر: 4
قصه «سیانور» در دهه 50 میگذرد و محور اصلی آن زندگی عاشقانه یک زوج است که در آن دوره زمانی به تصویر کشیده میشود...

کارگردان: برزو نیکنژاد
رای کاربر: 1
یک تیم فوتبال که در لیگ دسته سوم کشور فعالیت میکرده است به دسته دوم صعود میکند، سعید در این راه در آخرین لحظات بازی آخر دچار مصدومیت تاندون پا میشود و سلامتیاش به خطر میافتد...

کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
رای کاربر: 7
روایت محافظی شخصی که از جان یکی از شخصیتهای مهم نظام محافظت میکند اما در جایی و براساس حوادثی متوجه میشود که او بیش از آن که به فکر نظام باشد به فکر منافع شخصی است. محافظ شخصی دچار تشکیک میشود و همین امر باعث میشود که محافظت از آن فرد را کنار بگذارد. اما به دلیل خدمات و خلوصی که در وی وجود دارد...

کارگردان: اکتای براهنی
رای کاربر: 1
شهاب در آستانهی ازدواج با نامزدش است. شرایط اقتصادی و مالی او باعث میشود به اتفاق دوستش وارد یک معامله تجاری شود اما در کمال ناباوری پولهای او را بالا میکشند و شرایط سختی بر زندگی او حاکم میشود. پول بهرهای میگیرد، از پرداخت اقساط آن هم عاجز میشود و طلبکاران او را راحت نمیگذارند. شهاب تحت تا...

کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 7
احمد که عصیان نوجوانی اش را در سکوت گذرانده، فرمانده لشگری می شود که باید در دروازه های خرمشهر با دشمن بجنگند. اما سرنوشت او فرسنگ ها دور از مرز ایران رقم می خورد…