به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: سعید سهیلی
رای کاربر: 6
داستان سری دوم این فیلم از زمانی آغاز میشود که عباس و حسن پس از پنج سال از زندان آزاد شده و به سراغ عطا میروند. عطا در این مدت در کما بوده و به تازگی به هوش آمده و به زندگی عادی بازگشته. این سه رفیق دوباره با هم همراه شده و در پی کاری شرافتمندانه میگردند، اما پس از تلاشهای بسیار سرانجام ناچار می...

کارگردان: سامان مقدم
رای کاربر: 6
داستان با ازدواج «رویا» و «ارژنگ صنوبر» آغاز میشود و در مسیر زندگی مشترکشان ماجراهایی برای آنها به وقوع میپیوندد...

کارگردان: سیدمحمدرضا خردمندان
رای کاربر: 6
همیشه همینجوریه! آخرین بار هوا ابر شد. باد گرفت. درختا داشتن از جا کنده میشدن. اونقدر بارون شدید شد که سیل شهرو گرفته بود. پرندهها دور و بر لونه هاشون جیغ میکشیدن. یکی از بچهها قسم میخورد خودش دیده خورشید یکی دوبار نورش کم و زیاد شده....

کارگردان: منوچهر هادی
رای کاربر: 6
سه کارگر دنبال کارند. دنبال جایی یا کسی که به کارگر ساده نیازمند باشد. نه هر کارگری... کارگر ساده!


کارگردان: احمد معظمی
رای کاربر: 6
«حریم شخصی» فیلمی است با مضمون مشکلات و معضلات فضای مجازی در رابطه با جوانان که «اینجا امن نیست...» به عنوان شعار این فیلم انتخاب شده است.

کارگردان: نرگس آبیار
رای کاربر: 6
قصهی زندگی یک خانواده یزدی بین سالهای 57 تا 62 است. روایتی از زندگی چهار کودک با نامهای بهار، نادر، کمال و مریم که همراه پدرشان غفور و مادربزرگ در دهه 50 خورشیدی نفس میکشند! دنیای این کودکان دنیایی است پر از رویاهای زیبای کودکانه که قرار است رنگ حقیقت به خود بگیرد...

کارگردان: مانی حقیقی
رای کاربر: 6
داستان از مجلس عروسی مرجان آغاز میشود. در میانههای عروسی مأموران برای دستگیری داماد خلافکار وارد میشوند و میهمانان هم فرار میکنند. در این میان ریختن آب آلبالو روی پیراهن داوود گرامی باعث میشود تا دوست او (مجید) خیال کند او تیر خورده است. مجید لباسهای داوود را در میآورد و او را به داخل اتاقی م...

کارگردان: قربان محمدپور
رای کاربر: 6
داستان فیلم «سلام بمبئی» ملودرامی عاشقانه است درباره آشنایی یک دختر هندی و یک پسر ایرانی که هر دو دانشجوی پزشکی هستند و درگیر اتفاقات پیچیدهای میشوند...

کارگردان: مانی حقیقی
رای کاربر: 6
دوم بهمن ماه ١٣٤٣: یک شورلت ایمپالای نارنجی رنگ از قبرستانی باستانی میگذرد و به سمت کشتیِ به خاک نشستهای میراند. داخل کشتی یک زندانی تبعیدی حلق آویز شده که روی دیوارهای کشتی خاطرات روزانهاش را نوشته بوده است. آیا این نوشتهها به کارآگاه بابک حفیظی کمک خواهند کرد تا بفهمد چرا سالها است هیچکس مرد...