به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: روح انگیز شمس
رای کاربر: 1
داستان «پسر عمو دختر عمو» درباره زندگی یک پسر عمو و دختر عمو است که در زندگی خانوادگی شان اختلافات زیادی به وجود میآید. آنها با دستور و راهنماییهای پدربزرگ خود مجبور میشوند تمامی اختلافات خانوادگی شان را حل کنند…

کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 1
در محلههای پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیابانها و کوچهها و در پستوی خانهها سرگردان و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست؟

کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 1
احمد که عصیان نوجوانی اش را در سکوت گذرانده، فرمانده لشگری می شود که باید در دروازه های خرمشهر با دشمن بجنگند. اما سرنوشت او فرسنگ ها دور از مرز ایران رقم می خورد…

کارگردان: مسعود کیمیایی
رای کاربر: 1
"قیصر" به انتقام قتل برادرش "فرمان" و مرگ خواهرش که مورد تجاوز قرار گرفته است، عاملین را که برادران "آق منگل" هستند یکی پس از دیگری به قتل میرساند و خود نیز در پایان به ضرب گلولهی پلیس از پای درمیآید.

کارگردان: حمیدرضا صلاحمند
رای کاربر: 1
دختر و پسر جوانی که در همسایگی هم زندگی میکنند و قرار ازدواج گذاشته بودند با مخالفت پدر دختر بهدلیل جانبازی پسر جوان که سعید نام دارد روبهرو میشوند. زمانه که از سخت گیری های خانوادهاش به تنگ آمده، به سعید پیشنهاد فرار و بعد ازدواج میدهد ولی سعید قبول نمیکند. خانواده زمانه برای اینکار بهاین...

کارگردان: ابوالقاسم طالبی
رای کاربر: 1
داستان قحطی و خشکسالی عظیم ایران که در سالهای 1295 تا 1297 و در دوران جنگ جهانی اول در زمان اشغال ایران به دست قوای بیگانه روس و انگلیس رخ داد را روایت میکند...

کارگردان: نرگس آبیار
رای کاربر: 1
پسری جوان به جبهه رفته است. مادر او مش الفت در نبود پسرش روزهای تلخی را میگذراند و منتظر است او روزی از جبهه بازگردد. او نمیداند پسرش اسیر شده یا در جنگ کشته شده است...

کارگردان: کیومرث پوراحمد
رای کاربر: 1
«نسرین» و «نرگس» مثل سیبی هستند که از وسط نصف کرده باشند. سالها پیش پدر و مادرشان آنها را از یکدیگر جدا کردهاند، اما آنها از روی یک اتفاق همدیگر را پیدا کرده و پنهانی جایشان را عوض میکنند. حالا «نسرین» در خانهی پدر به جای «نرگس» زندگی میکند و در تنهایی برای عکس خواهرش آواز میخواند: نیمهی گم...

کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
رای کاربر: 1
پلاک «یوسف» از شکم یک کوسه در آبهای جنوب پیدا میشود. همه معتقدند که او شهید شده است. «دایی غفور» که رانندهی تاکسی فرودگاه است، برخلاف دیگران معتقد است که پسرش «یوسف» روزی بازخواهد گشت. زندگی او و دختری به نام «شیرین» که از قبل برای جستجوی برادرش به ایران آمده است، در یک نقطه به هم میرسد. آنها ب...