به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: پرویز شهبازی
رای کاربر: 3
مردی که سالها قبل با زیرکی خود را از مخمصهای رهانیده، اما با بازگشت غریبهای به شهر کوچک محل سکونتش، به دردسر میافتد...

کارگردان: کیومرث پوراحمد
رای کاربر: 3
ترگل عاشق عباس است اما به اجبار ناپدری قرار است به عقد مرد دیگری درآید. ترگل از سر سفره عقد میگریزد. دستگیر میشود. در کمیته به عقد عباس در میآید…

کارگردان: محمدمهدی عسگرپور
رای کاربر: 3
رحمان پسری سرراهی است که از همان کودکی در روستا زندگی کرده و بزرگ شده است. هر سال در نیمه شعبان او برای ادای نذر ده ساله اش ـ که امسال آخرین سال آن است ـ راهی قدمگاه می شود. اما با رسیدن به این زیارتگاه رحمان خوابی می بیند که زندگی او را متحول می کند. او برای یافتن پدر و مادرش دوباره به روستا برمی گ...

کارگردان: ایرج طهماسب
رای کاربر: 3
زیر درخت هلو، داستان یک درخت نیست، سرگذشت یک خانواده عجیب و غریب است که همگی سر ساعت ۵ عصر مردهاند ...

کارگردان: رسول صدرعاملی
رای کاربر: 3
فیلم من ترانه 15 سال دارم ،ترانه دانش آموز پانزده ساله ای است که مادرش فوت کرده و پدرش در زندان است و با مادربزرگش زندگی می کند. روزی امیر به ترانه اظهار عشق می کند و تصمیم به ازدواج با او می گیرد و چون هر دو محصل هستند قرار بر صیغه ی محرمیت می شود تا بعد ازدواج دائم صورت گیرد. بعد از مدتی ترانه متو...

کارگردان: آرش معیریان
رای کاربر: 3
داستان فیلم در مورد فراموشی دختری که مشکلات عدیدهای را به وجود میآورد.

کارگردان: ابوالقاسم طالبی
رای کاربر: 3
در انتخابات سال 88. با اعلام نتایج، اعتراض های عده ای از مردم شکل تظاهرات به خود می گیرد و مأموران وزارت اطلاعات پیگیر حوادث هستند. جاسوسی که در خارج از کشور آموزش دیده، خود را وارد تظاهرات می کند و با کمک دوستان سلطنت طلبش شعارها را هدایت می کند و...

کارگردان: مانی حقیقی
رای کاربر: 3
مینا و مرتضی تصمیم گرفتهاند که پس از ده سال زندگی مشترک از هم جدا بشوند. آنها قرار است تا چند روز دیگر طلاقشان را رسمی کنند آیا بازگشت ناگهانی آذر، خواهر بزرگتر مینا، پس از سالها دوری از ایران میتواند تصمیمهای قاطع مینا را دستخوش تزلزل کند؟ و نقش علی، دوست قدیمی مینا و مرتضی، در این مقطع چهخو...

کارگردان: امیرحسین ثقفی
رای کاربر: 3
من دیگر نمیتوانستم بدون گاری راه بروم یا بایستم.اسب دیگر نمیتوانست بدون گاری بایستد یا راه برود. من دیگر نمیتوانستم...اسب...من...اسب...

کارگردان: علی ملاقلیپور
رای کاربر: 3
عطا و معصومه در خانهای مستأجرند، موعد اجاره آنها پایان یافته اما میخواهند در خانه بمانند.

کارگردان: بهنام بهزادی
رای کاربر: 3
سیامک راننده مینیبوس است. او تصمیم میگیرد در فرصتی چند روزه، کارهایی را که همیشه حسرتشان را داشته انجام دهد و در روز تولدش از دنیا برود.