به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: عماد حسینی
گلنوش برای مهاجرت و ادامهی تحصیل به توصیهنامهی استاد ادریس که معمار و نقاش مشهوری است نیاز دارد اما ماجراهایی برای او و استادش پیش میآید که شرایط را پیچیده میکند.


کارگردان: سیدجواد هاشمی
گربه های گربستان به طمع رسیدن به آرزوهای خود قصد دارند با شرکت در مسابقه ای که دسیسه مشاور حاکم شهر گربه هاست، شرکت و به شهر گربه ها عزیمت کنند، غافل از اینکه حاکم به کمک تحقیقات و کشفیات گرفسور تصمیم دارد عمر آنها را گرفته و به خودش اضافه کند حاکم شهر گربه ها با این کار بیشتر از همه گربه ها عمر خوا...

کارگردان: محسن قرایی
روستایی دور افتاده سالهاست که رونقِ پیشین را ندارد. ساکنین یا کوچِ اجباری کرده اند یا اگر مانده اند در فقر و بدبختی به سر میبرند. روستا اما مهمانی دارد که خود در همین جا متولد شده و از کوچش بیست سالی میگذرد، او متمول است و اهالی در خیالِ اینکه او آمده تا روستا را از این فلاکت نجات دهد رویا پردازی می...

کارگردان: آیدا پناهنده
ابراهیم، استاد فیزیک دانشگاه در آستانه مرگ با زنی روستایی آشنا میشود به طوریکه زندگی و مرگ ابراهیم را از نو معنا میکند.

کارگردان: مهران احمدی
هیچ وقت گول اسم و ظاهر آدمها رو نخورید؛ لشکر هیتلر با اون عظمت، اسمش نازی بود.

کارگردان: امیرحسین قهرایی
ماپان مخترع بازیها و خالق سرزمین بازیووو برای نجات سرزمینش از چنگال سیلوس به دنبال پیدا کردن قهرمانی از میان بچههای زمین است اما ژوبین پسربچه دستوپا چلفتی بدترین انتخاب ممکن برای این کار است.

کارگردان: مهدی صباغزاده
کلوپ همسران داستان سه مرد موفق در زندگی کاری اما بشدت زن ذلیل در زندگی خانوادگی را روایت میکند

کارگردان: سروش صحت
دوستان جهانگیز برای آخرین تولد او دورهم جمع شدهاند. این موقعیت موجب میشود آنها درباره زندگی و خودشان فکر کنند.

کارگردان: محسن توکلی
این فیلم سینمایی داستان سه جوان امروزی را روایت می کند که بعد از رهایی از زندان و در مسیر تحقق رویاهایشان با اتفاقاتی غیرمنتظره روبرو می شوند.

کارگردان: سیروس الوند
رعنا (معلم مقطع ابتدایی) و امیر (کارگر کارگاه بلورسازی) زندگی عاشقانه خود را در محلهای قدیمی و در حاشیه شهر آغاز کردهاند. غافل از آنکه شیطنتی جنون آمیز خوشبختی ساده آنها را نشانه رفته است.

کارگردان: علیرضا داوودنژاد
داستان دختری را روایت میکند که برای تولد ۱۸ سالگی خود، پدر و مادرش را به جایی ناآشنا دعوت میکند. پدر و مادر برای رسیدن به آنجا سفری را از منچستر به لندن آغاز میکنند. در این سفر آنها زندگی گذشته خود را مرور میکنند.