بی همه چیز

‏بی همه چیز‏

 (1398)
8.1
رای شما:
0/10
بر اساس رای 12 کاربر
خانوادگی, پویانمایی
اکران شده در 1400/10/06

خلاصه داستان فیلم سینمایی بی همه چیز
روستایی دور افتاده سالهاست که رونقِ پیشین را ندارد. ساکنین یا کوچِ اجباری کرده اند یا اگر مانده اند در فقر و بدبختی به سر میبرند. روستا اما مهمانی دارد که خود در همین جا متولد شده و از کوچش بیست سالی میگذرد، او متمول است و اهالی در خیالِ اینکه او آمده تا روستا را از این فلاکت نجات دهد رویا پردازی میکنند.

حواشی فیلم بی همه چیز (0 حاشیه)
سوتی های فیلم بی همه چیز (0 سوتی)
دیالوگ های فیلم بی همه چیز (0 دیالوگ)
جزئیات بیشتر از فیلم بی همه چیز
پخش کننده: پردیس سینمای کورش
میزان فروش: 9،181،489،252 تومان
سوالات نظرسنجی ( 8 سوال)

فیلم ارزش یک بار دیدن را دارد؟


فیلم از لحاظ فنی و هنری باکیفیت ساخته شده است؟


تیم بازیگران، نقش‌ها را خوب بازی کردند؟


داستان و ساختار فیلم غیرتکراری و جدید بود؟


حرف و پیام فیلم، مفید و ارزشمند هست؟


بعد از پایان فیلم به آن فکر می‌کردید؟


فضای فیلم با فرهنگ خانواده شما سازگار است؟


فضای فیلم مناسب کودکان است؟

نظر خود را ثبت کنید
ارزیابی مردم از فیلم بی همه چیز (از مجموع 5 رای)

ارزش تماشا
8
خوش ساخت
9
بازیگری
8
خلاقانه
7
محتوای مناسب
6
تفکربرانگیز
7
مناسب خانواده‌
6
مناسب کودکان
1
رای شما:
0/10
حداقل کارکتر بررسی: 0 /60
بررسی‌های مردم درباره فیلم بی همه چیز (6 بررسی)
علی فیلم بین
سلام جناب جیم میم
خوش برگشتین، حقیقتا خوشحال شدم که با نقدهای کوتاه ولی پرمغزتون برگشتین و این برگشت رو میشه به فال نیک گرفت چون مدّتهاست که منظوم رونق سابق رو نداره و قطعا بررسی های این شکلی میتونه حداقل همین کورسوی امید این سایت سینمایی رو روشن نگه داره.
1 لایک
2 ماه و 4 هفته پیش
جیم میم
سپاس از مهرت علی جان
0 لایک
2 ماه و 4 هفته پیش
علی فیلم بین
خطر لو رفتن داستان
بی همه چیز!
فیلمی با فیلمنامه اقتباسی بسیار مهم و پرمفهوم که ایرانیزه شده و البته در این راه هم توفیق داشته و هم شکست.
توفیق از این جهت که مفهوم اصلی رو منتقل کرده، روایت مردمی که برای پولی که دست شون میرسه شادی میکنن و برای کاغذ رضایت برای اعدام قهرمان شون که خودشون هم مهر زدن گریه میکنن! ( پس زمینه این پوستر و همین طور نقطه ی بی هم به همین مهر اشاره داره) وقتی دهدار میگه: ((مگه خودتون مهر نزدین و انگشتهاتون رو بیارین بالا!)) متوجه میشیم که در فیلمنامه طوری هدف گذاری شده که نشون بده همه ی این مردم مقصر هستن و علاوه بر این خودشون هم نمیدونن چی میخوان! چون اگه غیر از این بود و فقط پول میخواستن، شادی میکردن و از لی لی خانم پول رو میگرفتن و اگه هم فقط قهرمان میخواستن که قهرمان رو پای چوبه دار نمیبردن تا بخوان برای اعدامش اشک بریزن! پس در واقع عنوان بی همه چیز هم به همین مردم برمیگرده، مردمی که مثل ملخ های آفت کشاورزی حزب باد هستن( اشاره دهدار) در نهایت هم فقیر هستن و هم قهرمان ندارن چون حتی پای کسی که قبولش دارن و به اسمش قسم میخورن هم واینمیستن. اشاره به جزئیات و نشانه گذاری هم از نکات مثبت دیگه فیلمنامه است، مثلا در جایی که امیر عطار در زندان هست نگاهش به ملخ مرده ای می افته که مورچه ها احاطه اش کردن و دارن میخورنش. اینهم باز اشاره به همون مردم هست، در جایی در اوایل فیلم لی لی به امیرخان میگه: ((میخوام اینجا قبرستون بزنم!)) بعد متوجه میشیم که لی لی قصد جان امیر رو کرده و قبرستون هم اشاره ای به همین بوده، ولی به حدی فراتر هم میرسیم جایی که امیرخان میگه: (( امروز من ولی فردا هم نوبت شما میشه!!)) در واقع اشاره به اینه که قبرستان جای تمام مردم این روستاست که مردن ملخ هم به همین منظور نشان داده شد. البته باز هم نمونه وجود داره، در سکانس اول نوری رو میبینیم که گاوش رو میدوشه، این گاو پربرکت هست و شیرش روزی مردم روستاست. اما با ورود لی لی این گاو سر بریده میشه که میتونه از جنس همون نشانه گذری های کاشت و برداشتی باشه، در نهایت این طور میتونه برداشت بشه که ورود این خانم شیک که به نظر کلید حل مشکلات مردم روستاست، با بیرون رفتن برکت هم همراه بوده. هرچند که بعدا به زن روستایی گاوی اهدا میکنه ولی وقتی زن شیر گاو رو برای امیرخان میبره، اون شیر رو زمین میریزه که نشون میده خبری از برکت با پول و بذل و بخشش این خانم نیست. پس پرداخت به جزئیات که از نکات مهم بوده تقریبا خوب انجام شده ولی ایراد کجاست؟ ریتمی که در اواسط می افته و داستان به جای بسط بیشتر با دیالوگهای معمولی جلو میره. در واقع دیالوگها میتونستن خیلی کوبنده تر باشن که به شخصیت پردازی و درک بهتر هم کمک میکرد. نزدیک شدن به پایان تقریبا هوشمندانه چیده شده اینکه گام به گام زمینه چینی برای اعدام امیر فراهم شده، پایان رو به خوبی توجیه میکنه وقتی آخرین نما هم دختر امیر در حال رفتن هست، اشاره ای به تموم شدن آخرین امیدهای امیر عطار برای زنده موندن هست. اما درباره بازی ها به نظرم بازی هادی حجازی فر و هدیه تهرانی از همه بهتر بود، حجازی فر به خوبی عصبانیت رو با حس بی حوصلگی خاصی مخلوط کرده که نتیجه خلق شخصیتی باورپذیر بوده. هدیه تهرانی هم در اینجا سعی در خلق بازی زیرپوستی داشته، کسی که انقدر در خلوت گریسته که الان خشم رو با لبخند زندگی میکنه! کارگردانی، تدوین و موسیقی متن عالی هستن! جای هیچ حرفی رو باقی نمیذارن! محسن قرائی حتی در فیلم متوسط سد معبر هم کارگردانی فوق العاده ای از خودش به نمایش گذاشته بود. در کل این بی همه چیز رو باید دید و بهش فکر کرد، روزگاری که بی همه چیز بهش اشاره میکنه دور از تک تک ما نیست! تاریخ میتونه به شکل دیگه ای دوباره تکرار بشه...
در کل نمره ی من به این اثر ارزشمند بالای 7 هست ولی کمتر از 8 یعنی چیزی در حدود 7.5 ولی چون اینجا نمیشه 7.5 ستاره داد، 8 میدم و از طرفی هم بی همه چیز از اکثر فیلمهایی که بهشون 7 ستاره دادم قوی تر هست.
3 لایک
0 نظر
3 ماه و 4 هفته پیش
دارا
اما بازی ها :

1) هدیه تهرانی : بسیار موقر و شیک بود اما خب بازی آنچنانی ازش ندیدم (مثلا لحظات مهم داستان که حضور داشت دریغ از یک اکت تاثیر گذار - مثل یک چوب خشک فقط زل میزد!!) (حتی نامزد سیمرغ هم نشد که به نظرم جای تعجب نداشت)

2) پرویز پرستویی : بازی خوبی کرد (نامزد سیمرغ شد) اما ایشون هم در نقاط اوج داستان زیاد جالب نبود - شاید انتخاب مناسبی نبود!! (افرادی مثل داریوش فرهنگ یا امیر تارخ گزینه های بهتری بودن)

3) هادی حجازی فر : بهترین بازیگر فیلم (قطعا شایستگی نامزد سیمرغ مکمل رو داشت) - مثل همیشه یک بازی زیبا با رگه هایی از طنز رو شاهد بودیم - و انتخابی بسیار مناسب برای نقشش

4) مهتاب پورنصیر : بهترین بازیگر زن فیلم (قطعا شایستگی نامزد سیمرغ مکمل رو داشت)

پدرام شریفی (نامزد سیمرغ مکمل) و فرید سجاد حسینی و باران کوثری نیز بازی های روان و خوبی ارائه دادن

بهترین صحنه فیلم هم
از لحظه سنگ خوردن امیر و تیمار کردنش تا سکانس فرار شبانه در ایستگاه قطار که بسیار خوب و ملتهب ساخته شده بود
2 لایک
0 نظر
6 ماه و 1 هفته پیش
دارا
فرصتی مهیا شد در شب یلدا و در هوایی بارانی به تماشای این فیلم زیبا نشستم

تقریبا هر سال فیلمی درام با کیفیت با مجموعه ای از ستارگان سینما ساخته میشه و گل سرسبد آثار اون سال محسوب می شود
رخ دیوانه - ابد و یک روز - ماجرای نیمروز - مغز های کوچک زنگ زده - متری شیش و نیم - شنای پروانه و حالا بی همه چیز

محسن قرایی نیز با ساخت این اثر در جمع آینده داران جوان فیلم سازی (افرادی مانند محمد کارت و همایون غنی زاده و سعید ملکان و...) قرار گرفت

تمام جنبه های فیلم از استاندارد های خوبی برخوردار هست (از موارد فنی گرفته تا بازی ها و فیلم نامه و کارگردانی و...) به طوری که نامزد 14 سیمرغ فجر شد!! و 5 سیمرغ را نیز به خانه برد (جایزه ویژه هیئت داوران - بهترین فیلمنامه اقتباسی - بهترین تدوین - بهترین طراحی لباس - بهترین موسیقی متن)

اما نظر شخصی بنده :
فیلمنامه کاملی داشت اما انسجام خوبی نداشت (#اسپویل : مثلا انگار نه انگار لیلا میخواست امیر بمیره چون در دیدار هاشون اصلا ترس و عصبانیت امیر از اون و نفرت لیلا ازش به خوبی بازی نشده بود - بچه مشترک اون دو نیز اصلا در فیلمنامه جای خاصی نداشت و انگار کشک بود! - وجهه مورد احترام قبلی امیر نزد مردم رو هم به خوبی ما ندیدیم! و...)
این موارد باعث می شد در نقاط اوج فیلم علی رغم افکت های تصویری و موسیقی عالی اونچنان به دل مخاطب نفوذ نکنه
(مثلا مقایسه کنید با فرهادی که استاد در آوردن لحظات اوج فیلم و نقاط بحرانه طوری که واقعا شوکه و یا متاثر میشی)
در کل جاهایی که باید طولانی میشد سریع میگذشت و جاهایی که باید سریع میگذشت کند می شد!

طراحی صحنه - قاب های دوربین - موسیقی - لباس ها (خصوصا خانم تهرانی) - تدوین و جلوه های بصری و... همه خوب بودن

در این سال های خشکسالی و فقر فیلمنامه ها! امیدوارم فیلمنامه های اقتباسی بازم زیاد تر بشن تا آثار قوی تر و کاملی رو شاهد باشیم چون کلی کتب زیبا و جالب خصوصا در حوزه جنگ نوشته شده این سال ها
3 لایک
0 نظر
6 ماه و 1 هفته پیش