به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: حسین مهکام
رای کاربر: 10
«بی حسی موضعی» داستانیست که از در بازه زمانی شب تا صبح به روایت داستان 5 شخصیت میپردازد.جلال، دانشجوی سابق رشته فلسفه، متوجه میشود خواهرش که به اختلال روانی دوقطبی مبتلاست، با مردی ثروتمند به نام شاهرخ ازدواج کرده که به شرطبندی بازی فوتبال اعتیاد دارد. جلال با عصبانیت از خانه بیرون میزند تا به...

کارگردان: ندارد
رای کاربر: 10
این برنامه تلویزیونی بر اساس علاقه نوجوانان به بازیهای رایانهای و با هدف آموزش بازی سازی و همچنین سواد رسانه ای در بهینه از این بازی ها و معرفی بازی های ایرانی رایانهای می پردازد.

کارگردان: یلدا جبلی
رای کاربر: 10
روایت داستانی برگرفته از روابط شهری، آدمها، شلوغی شهر و ماجراهایی است که در پس این شلوغی و این روابط به وجود میآید.

کارگردان: نظام فاطمی
رای کاربر: 10
"مهدی مشکی" عاشق دختری فرنگی میشود و دختر نیز متقابلاٌ او را دوست میدارد. اما برای ازدواج آنها مشکلی وجود دارد. مهدی مشکی مطابق وصیت پدرش باید ابتدا خوهارانش را شوهر دهد و سپس خود ازدواج کند. او با خواستگارانی که خواهرانش دارند، این مشکل را به زودی رفع کرده و با محبوبش ازدواج میکند.

کارگردان: سعید ابوطالب
رای کاربر: 10
مافیا نوعی مسابقه و سرگرمی دوستانه و خانوادگی است که در آن دو گروه مافیا و شهروند باید با آزمون و خطا یکدیگر را شناسایی کنند تا در نهایت بتوانند مافیا را از شهر بیرون کرده و شهروندان پیروز شوند.

کارگردان: حسین قناعت
رای کاربر: 10
هیچ عشقی به اندازه عشق فرهاد به ملوس٬ پرشور و دردسرساز نیست٬ شاید به خاطر شباهت فرهاد به آلن دلونه که همه رو عاشق خودش میکنه.



کارگردان: پیمان قاسمخانی
رای کاربر: 10
گروهی ضد انقلابی به ریاست دکتر مدنی(فرهاد آئیش) و زیر نظر ترامپ ماموریتی به فربد(حامد کمیلی) در ایران به عنوان گروه فیلمبرداری میدهند. در آنجا پژمان جمشیدی و سام درخشانی به عنوان بازیگرهای فیلم ارتش سری انتخاب میشوند. فربد سعی در انجام عملیات دارد اما پژمان و سام تقریبا همه چیز را به هم میریزند.....

کارگردان: سیدمحمدرضا خردمندان
رای کاربر: 10
همیشه همینجوریه! آخرین بار هوا ابر شد. باد گرفت. درختا داشتن از جا کنده میشدن. اونقدر بارون شدید شد که سیل شهرو گرفته بود. پرندهها دور و بر لونه هاشون جیغ میکشیدن. یکی از بچهها قسم میخورد خودش دیده خورشید یکی دوبار نورش کم و زیاد شده....

کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
رای کاربر: 10
داستان یک فروند هواپیمای ترابری ایرانی است که از ایران عازم فرودگاه دمشق میشود. هادی حجازیفر و بابک حمیدیان، خلبان و کمکخلبان هواپیما و پدر و پسر هستند. آنها در کنار یکدیگر قرار است یک محموله بشردوستانه را از ایران به سوریه منتقل کنند. پدر و پسر خلبان در سوریه میان تروریستهای تکفیری به دام افتاد...
