به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: رامبد جوان
رای کاربر: 5
ما به این ته سیگار رژ لبی مشکوکیم. اما این به ما کمکی نمیکنه!


کارگردان: ابراهیم ابراهیمیان
رای کاربر: 7
داستان احمدرضا مقدم، استاد برجسته و با سابقهی دانشگاه است که شک و تردیدهای همسرش مهتاب به ارتباط او با یکی از دانشجویانش، بسترساز فاجعهای غیرقابل پیشبینی میشود...

کارگردان: پرویز شهبازی
رای کاربر: 5
داستان دختر و پسری است که در تهران گردیهای خود با مردی برخورد میکنند که مشکلی دارد. آنها سعی میکنند راهحلی برای این مشکل پیدا کنند...


کارگردان: مسعود دهنمکی
رای کاربر: 5
"به خودتان تکان بدهید تا خدا تکانتان نداده!" این جمله ای است که حاجی یوسف، پیرمرد زاهد شهر با دیدن آسیب های اجتماعی به مردم و مسئولین گوشزد می کند اما برخی او را جدی نمی گیرند و برخی نیز با شایعه وقوع زلزله و عذاب دستمایه شروع داستان را فراهم می کنند...

کارگردان: محمدحسین فرحبخش
رای کاربر: 10
آبنبات چوبی مسائل جوانان و مشکلات تفاوت نسلی را بررسی میکند؛ اختلاف دیدگاه نسل قدیم و جدید درباره مشکلات خانواده و تاثیر جامعه بر جوانان امروزی محور اصلی این فیلم است.

کارگردان: آرش معیریان
رای کاربر: 1
مرز کمرنگی بین واقعیت و خیال است. حسن آس و پاس در مسیر وصول طلب پدر مرحومش از ملک سلمان کلاهبردار، در فضایی فانتزی تبدیل به شخصی رویایی میشود عشق به دختر ملک سلمان او را از ادامه ی ماموریتش باز میدارد و...

کارگردان: سهیل بیرقی
رای کاربر: 10
داستان یک زن خلافکار حرفهای به نام آذر است که با وجود همه هشدارهایی که آدمهایش به او میدهند و او را از کار کردن در شرایط خطرناک فعلی بر حذر میدارند، آذر با سماجت و اصراری عجیب دست از کارهای خلافش نمیکشد و هرچند میداند هر یک از مشتریهایش میتوانند پلیس باشند، باز هم به کارش ادامه میدهد...

کارگردان: بهرام کاظمی
رای کاربر: 1
زوجی به نامهای ایرج و گیتی در آستانهی فروپاشی زندگی مشترکشان هستند، توهمی که بر اثر زندگی اینترنتی گیتی، سایه بر زندگی واقعی این دو انداخته است...

کارگردان: مانی حقیقی
رای کاربر: 1
داستان از مجلس عروسی مرجان آغاز میشود. در میانههای عروسی مأموران برای دستگیری داماد خلافکار وارد میشوند و میهمانان هم فرار میکنند. در این میان ریختن آب آلبالو روی پیراهن داوود گرامی باعث میشود تا دوست او (مجید) خیال کند او تیر خورده است. مجید لباسهای داوود را در میآورد و او را به داخل اتاقی م...