به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:



کارگردان: سامان مقدم
رای کاربر: 1
داستان با ازدواج «رویا» و «ارژنگ صنوبر» آغاز میشود و در مسیر زندگی مشترکشان ماجراهایی برای آنها به وقوع میپیوندد...

کارگردان: اصغر فرهادی
رای کاربر: 1
روایتگر داستان زوج جوانی است که در حال اجرای نمایشنامه مرگ فروشنده آرتور میلر هستند. رابطه آنها پس از نقل مکان به خانهای که پیشتر زنی به نام آهو در آن ساکن بود، به خشونت کشیده میشود.


کارگردان: شاهد احمدلو
رای کاربر: 1
روایت زندگی سعید سنگی است. پدر سعید که سه دختر دارد، باغچهای را برای هزینه ازدواج آنها باقی گذاشته که سعید به نیت راه اندازی مزرعه شتر مرغ، این باغچه را میفروشد؛ از طرفی احسان سنگی عاشق سحر شده و به نیت ازدواج قدم پیش میگذارد که در این حین با کلاهبرداری از سعید سنگی، مزرعه شتر مرغ از بین میرود....

کارگردان: سعید روستایی
رای کاربر: 1
خانوادهای در تدارک مراسم عروسی دختر خانواده، سمیه، هستند؛ اما اتفاقاتی روابط خواهران و برادران را سرد میکند که درنهایت باعث ماجراهایی میشود...

کارگردان: رضا عطاران
رای کاربر: 1
ماشاءالله فردی کم پول و ندار است و با مشکلات مالی مواجه است، او برای اینکه مشکل مالی خود را حل کند با آقای بیات که با او به طور اتفاقی آشنا شد همکاری میکند و پولی را برای سفر به مالزی به او میدهد اما...

کارگردان: حسن فتحی
رای کاربر: 1
روایت عشق دو جوان به نام «فرهاد» و «شهرزاد» در کوران حوادث کودتای 28 مرداد سال 1332 در تهران است...


کارگردان: رامبد جوان
رای کاربر: 1
داستان این فیلم درباره مدرسهایی غیرانتفاعی است که شاگردانش جزو بهترینهای منطقه هستند و به عبارتی مدرسهی نمونه است. مدیریت این مدرسه توسط خانمی با نام بیتا دارابی ( ویشکا آسایش ) که یک فمینیسم کامل است ، اداره میشود. خانم دارابی از آن دسته مدیرانی است که به هیچ عنوان اعتقادی به دبیر مرد ندارد و ه...

کارگردان: اصغر فرهادی
رای کاربر: 1
سیمین میخواهد به همراه همسرش نادر و دخترش ترمه از ایران برود و همه مقدمات این کار را فراهم کرده. اما نادرنمیخواهد پدرش را که از بیماری آلزایمر رنج میبرد تنها رها کند.این اختلافات باعث میشود سیمین از دادگاه درخواست طلاق کند اما دادگاه درخواستش را رد میکند و مجبور میشود به خانه پدرش برگردد. ترمه...

کارگردان: اصغر فرهادی
رای کاربر: 1
در یک کانون اصلاح و تربیت شهر زیبا زندانی با درواست اعلا یکجا جمع میشوند تا هجدمین سال تولد اکبر را با هم جشن بگیرند.اکبر که یک متهم است و دلیل اتهام او این است که دوسال قبل که وقتی شانزده سالش بوده است دختری را کشته و حالا وقت است تا قصاص شود.اعلا برای اینکه بتواند به او کمک کند با کمک کردن فیروزه...