به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


رای کاربر: 8
جمعی از جوانان در بحبوحه انقلاب، یک شب اقدام به پخش اعلامیه می کنند. اما مأموران ساواک آن ها را شناسائی و تعقیب می کنند. جوانان در کوچه ها متواری می شوند، اما یکی از آن ها بعد از فرار در مسجدی مخفی می شود. او خود را به گنبد مسجد می رساند و از آن جا اعلامیه را داخل مسجد بین مردم پخش می کند.

کارگردان: کمال تبریزی
رای کاربر: 8
محسن محامدی، مسئول فرهنگی یک ادارة دولتی پس از شش سال جدایی از دوستش « حسن سلطانی » در پی او به جبهه می رود. جدایی چند ساله، بین آن دو شکاف فرهنگی به وجود آورده است اما در جبهه روحیه ی محامدی تغییر می کند. در یک عملیات گشت و شناسایی همرزمان او از پا در می آیند و محامدی اطلاعات به دست آمده را به فرم...

کارگردان: داود اسماعیلی
رای کاربر: 8
پیرمرد که گمان دارد از عمرش چند صباحی باقی نمانده آرزوی دیدار پسرش را دارد که در جبهه است. پسر دیگرش که یک استاد ریاضیفیزیک و اهل فلسفه و عرفان است، برای یافتن برادرش به جبهه های جنگ میرود. آنچه استاد طی این سفر درمییابد شگفتانگیز است. او جوانان سرزمنش را به دور از جذابیتهای کاذب، تازه و پرخرو...

کارگردان: امیر نادری
رای کاربر: 8
این داستان پسر بچهایست که زمان خشکسالی و بیآبی مفرط در یکی از مناطق جنوبی ایران به دنبال یافتن پدر و مادر خویش میرود. در شرایطی که همگی اهالی منطقه کوچ را بر نشست و نظاره کردن ترجیح دادهاند او با انگیزهای که دارد تلاش میکند باقی بماند تا شاید به مقصودش دست یابد امّا در انتها پس از آن که از یاف...

کارگردان: اکبر خامین
رای کاربر: 8
«شکوه» که به تازگی پس از دریافت تخصصش در رشتهی پزشکی، از خارج به وطن بازگشته است. پس از بررسی همه جانبه تصمیم میگیرد که به یاری پدرش که تاجر فرش است و خانم دکتر «کوهی»، در شهر زادگاهش کلینیکی دایر کند و به این منظور، امیدوار به همکاری عمویش دکتر «مشتاق» است. اما دکتر «مشتاق» در روستای دورافتادهای...

کارگردان: سیامک شایقی
رای کاربر: 8
یک رانندهی وانت به نام «مصطفی»، هنگام حمل بار یک پیرمرد از مناطق جنگزده به تهران، مورد حملهی یک هواپیمای میگ عراقی قرار میگیرد. رگبار گلوله از هواپیما، وانت را واژگون میسازد و پیرمرد جان میسپرد. «مصطفی» که در قبال مرگ پیرمرد احساس مسئولیت میکند، خود را موظف میداند که وسایل پیرمرد را به خانوا...

کارگردان: خسرو معصومی
رای کاربر: 8
«جانبرار»که از راه فروش زغال ارتزاق میکند، هنگام زایمان همسرش به پیشنهاد «ننه خاتون» (مامای روستا) برای بردن او به شهر ناچار میشود اسب عمویش «بابقلی» را به امانت بگیرد تا بلکه با گاری همسرش را به درمانگاه شهر برساند. پس از مقدمات سفر هنگامی که «جانبرار» به شهر میرسد، یک دکتر هندی تشخیص میدهد که ...