به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: مایکل مان
رای کاربر: 7
«نیل مکالی» (دنیرو)، سارقی است که تخصصش انجام سرقت های بزرگ و پرخطر مثل حمله به بانک و وسایل نقلیه ی مخصوص حمل و نقل پول و اوراق بهادار است. «وینسنت هانا» (پاچینو) نیز کارآگاهی است لس آنجلسی که مصمم است او را به دام بیندازد.

کارگردان: جان لستر
رای کاربر: 7
اندی پسربچه ایست که کلی اسباب بازی دارد و درمیان آنها وودی کلانتر را بیشتر دوست دارد و با او بازی می کند. در دنیای اسباب بازی ها وودی از همه محبوب تر است. در جشن تولد اندی، او یک آدم فضایی به نام باز لایتیر هدیه می گیرد. حالا اندی باز را بیشتر از همه اسباب بازی ها دوست دارد. وودی در جمع اسباب بازی ه...

کارگردان: دیوید فینچر
رای کاربر: 7
دو کاراگاه جنایی به نام روکی (مورگان فریمن) و وتران (برد پیت) در جستجوی یک قاتل زنجیره ای هستند که قربانیان خود را طبق هفت گناه کبیره و به شکل وحشتناکی به قتل می رساند...

کارگردان: مایکل بی
رای کاربر: 7
دو کارآگاه پلیس وظیفه دارند از یک شاهد قتل محافظت کنند، در حالی که روی محموله هروئین دزدیده شده نیز تحقیق می کنند.

کارگردان: مهران مدیری
رای کاربر: 7
در خصوص بیچارگی کارمندان دولت، زورگویی صاحبخانه و مانند آن بود و بر دادن پیام اخلاقی در هر قسمت هم اصرار داشتند، در ساعت خوش مستاجرها زورگو بودند و از بعضی قطعات هیچگونه نتیجهای (اعم از اخلاقی و ...) قابل استنتاج نبود و گاهی تنها بیانگر یک وضعیت طنز بودند.

کارگردان: جمشید حیدری
رای کاربر: 7
«امیر» پس از شهادت «حیدر»، مراد و استاد خود، متحول شده و راهی جبهه میشود. در آنجا با «آیت» فرماندهی گروه تکاوران آشنا میشود. او وقتی همراه گروه برای انجام یک مأموریت سرّی میرود، پی به روحیه و دیدگاه واقعی آنها میبرد و خود را برای تزکیهی روح آماده میکند. آنها پس از طی مراحل سخت و خطرناک به پ...

کارگردان: کمال تبریزی
رای کاربر: 7
«صادق» فیلمبردار تلویزیون با راهنمایی همکارش پی میبرد که اگر همراه با آقای «کمالی» به مناطق جنگی سفر کند، به راحتی خواهد توانست وام مورد نظر خود را دریافت کند. او علیرغم عدم تمایل و ترس از فضایی ناشناخته، تصمیم به رفتن میگیرد. حضور «صادق» در منطقهی جنگی حوادثی هم مضحک و هم خطرناک پیش میآورد. او ...

کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
رای کاربر: 7
پلاک «یوسف» از شکم یک کوسه در آبهای جنوب پیدا میشود. همه معتقدند که او شهید شده است. «دایی غفور» که رانندهی تاکسی فرودگاه است، برخلاف دیگران معتقد است که پسرش «یوسف» روزی بازخواهد گشت. زندگی او و دختری به نام «شیرین» که از قبل برای جستجوی برادرش به ایران آمده است، در یک نقطه به هم میرسد. آنها ب...