به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 8
در محلههای پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیابانها و کوچهها و در پستوی خانهها سرگردان و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست؟

کارگردان: سعید سهیلی
رای کاربر: 9
داستان سری دوم این فیلم از زمانی آغاز میشود که عباس و حسن پس از پنج سال از زندان آزاد شده و به سراغ عطا میروند. عطا در این مدت در کما بوده و به تازگی به هوش آمده و به زندگی عادی بازگشته. این سه رفیق دوباره با هم همراه شده و در پی کاری شرافتمندانه میگردند، اما پس از تلاشهای بسیار سرانجام ناچار می...

کارگردان: سامان مقدم
رای کاربر: 9
داستان با ازدواج «رویا» و «ارژنگ صنوبر» آغاز میشود و در مسیر زندگی مشترکشان ماجراهایی برای آنها به وقوع میپیوندد...

کارگردان: اصغر فرهادی
رای کاربر: 5
روایتگر داستان زوج جوانی است که در حال اجرای نمایشنامه مرگ فروشنده آرتور میلر هستند. رابطه آنها پس از نقل مکان به خانهای که پیشتر زنی به نام آهو در آن ساکن بود، به خشونت کشیده میشود.

کارگردان: قربان محمدپور
رای کاربر: 10
داستان فیلم «سلام بمبئی» ملودرامی عاشقانه است درباره آشنایی یک دختر هندی و یک پسر ایرانی که هر دو دانشجوی پزشکی هستند و درگیر اتفاقات پیچیدهای میشوند...

کارگردان: سعید روستایی
رای کاربر: 4
خانوادهای در تدارک مراسم عروسی دختر خانواده، سمیه، هستند؛ اما اتفاقاتی روابط خواهران و برادران را سرد میکند که درنهایت باعث ماجراهایی میشود...


کارگردان: کمال تبریزی
رای کاربر: 1
رضا مثقالی معروف به رضا مارمولک دزد سابقه داری است که بارها دستگیر و زندانی شده، اما در آخرین دستگیری، اتهام او سرقت مسلحانه است. رضا را به زندانی تحویل می دهند که رئیس آن (آقای مجاور) مردی بسیار سختگیر و انعطافناپذیر است. او عقیده دارد باید آنقدر نسبت به مجرمان ـ با روش هایی خاص ـ سخت گیری کند که ...

کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
رای کاربر: 1
«عباس»، رزمندهی سالهای جنگ تحمیلی و کشاورز فعلی، برای مداوای ناراحتی که در گردن دارد به همراه همسرش «نرگس» به تهران سفر میکند و تصادفی با فرماندهی سابقش «حاج کاظم» روبرو میشود. کاظم به او کمک میکند که جریان مداوا سریعتر انجام شود. با مراجعه به بیمارستان و آزمایشهای متعدد پزشک معلوم میشود که...

کارگردان: مجید مجیدی
رای کاربر: 2
پسرکی به نام علی کفشهای خواهرش را گم میکند. از آنجایی که زهرا کفش دیگری ندارد و پدر هم توانایی مالی خرید کفش نو را ندارد، قرار میگذارند که صبحها زهرا کتانی علی را بپوشد و ظهر علی با کتانی به مدرسه برود. با وجود تلاشی که زهرا برای بهموقع رساندن کفشها میکند، اما علی هر روز دیر به مدرسه میرسد ت...