به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: نرگس آبیار
رای کاربر: 7
روایت دختر جوانی از مناطق جنوب شهر تهران است که درگیر عشق جوانی شهرستانی میشود و این در حالیست که دختر به دلایلی مجبور به مهاجرت از ایران است. در این مسیر، برادرش با او همراه میشود اما در میانه راه، اتفاقاتی برای آنها رقم میخورد.

کارگردان: بهرام توکلی
رای کاربر: 7
گاهی در زندگی در موقعیتهایی قرارمیگیری که بالاتر از اهمیت مرگ و زندگی شخصی است. گاهی مرگ و زندگی یک کشور در گرو تصمیم توست. از میدان ندا میآید، هرکس بترسد زودتر میمیرد... حال ببینیم چطور غیرت بر قدرت نظامی چیره میشود.

کارگردان: هومن سیدی
رای کاربر: 7
میگن اگه چوپان نباشه گوسفندها تلف میشن٬ یا گرگ بهشون میزنه یا از گرسنگی میمیرن٬ جون مغز ندارن. هرکی که مغز نداره به چوپان احتیاج داره٬ یه چوپان دلسوز... چوپان حکم پدر گوسفندها رو داره٬ آدم بدون پدر هیچی نیست. اون چوپانه ما همه گوسفنداشیم٬ اون به ما میگه کی بریم٬ کجا بریم٬ چیکار کنیم٬ کی بشینیم٬ کی...

کارگردان: سعید روستایی
رای کاربر: 7
در بزنگاه روزهای سخت، اعتیاد و مواد مخدر هم گریبان زندگی مردم این شهر را رها نمیکند.

کارگردان: محمود غفاری
رای کاربر: 7
داستان دختری میانسال است که زمان ازدواج او به تاخیر افتاده و با توجه به مشکل ژنتیکی که دارد در تلاش است که هر چه سریعتر ازدواج کند تا بچه دار شود.

کارگردان: افسانه ماهیان
رای کاربر: 7
پشت صحنه تئاتر هم هوایی - جهانی که «هم هوایی» خلق می کند، لبریز از خاطره ها و نام ها است، امیدهایی که بر باد می روند و عشق هایی که همچنان زنده می مانند و هر سال نو می شوند.عشق هایی که گاه فراتر از یک یادگار مشترک به خاطره جمعی یک ملت بدل می شوند

کارگردان: حسن معجونی
رای کاربر: 7
ستوان اینیشمور نمایشی طنز درباره جنبش های ایرلندی ها برای آزادی است.

کارگردان: افسانه ماهیان
رای کاربر: 7
پشت صحنه تئاتر هم هوایی - جهانی که «هم هوایی» خلق می کند، لبریز از خاطره ها و نام ها است، امیدهایی که بر باد می روند و عشق هایی که همچنان زنده می مانند و هر سال نو می شوند.عشق هایی که گاه فراتر از یک یادگار مشترک به خاطره جمعی یک ملت بدل می شوند

کارگردان: بهرام توکلی
رای کاربر: 7
تو میدونی من از چیه مارادونا خوشم میآد؟ از اینکه تو زندگیش هیچوقت واقعیت و رویا براش مرز نداشت، وقتی بازی میکرد با همه وجودش بازی میکرد، پرواز میکرد، بازی نمیکرد، وقتی معتاد شد یه کوه کوکائین میریخت جلوش د بکش همه چیزو تا تهش میرفت، خودشو لوس نمیکرد... همهاش برای این بود که واقعیت و رویا ب...

کارگردان: مسعود جعفریجوزانی
رای کاربر: 7
داستان فتحاللهخان و امراللهخان است که بر سر انتخابات شوراها در یک روستا با یکدیگر رقابت میکنند...

کارگردان: بهتاش صناعیها
رای کاربر: 7
منوچهر شصت سال سن دارد، او بازنشسته اداره دخانیات است ولی از سر بیکاری همچنان هر روز به اداره میرود. مادرش تا زنده بود آرزو داشت ازدواجش را ببیند، در حالی که منوچهر حتی دوستی هم در زندگی نداشته به جز خسرو...