حواشی «مهوش صبرکن» (4 حاشیه)

زمانی که برای دید و بازدید عید و دیدن اقوام همسرش به کازرون رفته بود و قرار بود عصر روز سوم عید بله برون پسرش در شیراز باشد. صبح روز سوم فروردین با ماشین خودشان به سمت شیراز راه افتادند. در مسیر کازرون به شیراز با یک ماشین پژوی 405 مشکی رنگ شاخ به شاخ شدند. در این حادثه کسی آسیب جدی ندید. البته بخاطر شدت تصادف و ضربه‌ای که فرمان ماشین به سینه‎ی همسرش وارد کرده بود تا مدت‌ها سینه‌اش درد می‌کرد و باعث ناراحتی او می‌شد و او هم که پشت نشسته بود سرش به صندلی خورده و دقیقا 3ـ2 میلی‌متر بالای ابرویم پاره شد.
بعد از تصادفی که در جاده کازرون _شیراز داشت ومنجر به پاره شدن ابرویش شد، قرار بود سریالی را بازی کند به کارگردانی احمد خواجو که نقش کولی را داشت و خیلی نگران بودم که جای زخم در صورتش معلوم باشد ولی چون نقش کولی را بازی می‌کرد مجبور بود سربند ببندد که روی زخمش را می‌گرفت.
در سال ۱۳۵۶ که سال آخر دبیرستان را می گذراند و تازه فعالیتش را در این حرفه آغاز کرده بود (۱۸ سالش بود)، در تئاتر «شاتره» نقش مقابل «محمود پاک نیت» را بازی کرد و همین تئاتر سبب آشنایی و ایجاد علاقه شد و در سال ۱۳۵۸ با هم ازدواج کردند.
وی دو پسر به نام‎های مسعود و مهرداد دارد.