به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: محسن قرایی
رای کاربر: 9
قاسم کارمند اداره سد معبر شهرداری در تلاش است وضعیت زندگی خود را بهبود ببخشد، اما در این راه با نرگس همسرش اختلافِ نظر دارد...

کارگردان: عباس نظام دوست
رای کاربر: 9
چند دوست قدیمی یک شب در خانهی موروثی یکیشان جمع میشوند. با ورود مهمانان تازه وارد به جمع ماجراهای عجیبی رخ میدهد…

کارگردان: رضا عطاران
رای کاربر: 9
الو... سلام قربان... خوبین... آقا منو دزدیدن... بله... نمیشناسمشون... نه خیر سرکاری چیه... من چه میدونم چرا گوشیمو نگرفته... 38 سال، سنمو چرا میپرسین؟... نمیدونم کجا... شما باید پیدام کنین... آقا من گوشیام آیفونه... ردیاب دارد... نمیشه پیدام کرد؟... آقا اومد... من قطع میکنم...

کارگردان: پدرام علیزاده
رای کاربر: 9
فیلم «خشکسالی و دروغ» دربارهی شک و تردیدها و دروغها و پنهانکاریهای دو مرد و دو زن است که منجر به یک بحران میشود میشود. در جشن تولد امید، او و همسرش آلا به همراه آرش، برادر آلا، در مهمانی حضور دارند. میترا همسر قبلی امید به او زنگ میزند و میگوید به کمک امید احتیاج دارد. امید با میترا قرارملا...

کارگردان: حسین قناعت
رای کاربر: 9
این فیلم با مخاطب قرار دادن خانوادههای ایرانی به خصوص دانش آموزان و نوجوانان تلاش دارد تا فرهنگ حمایت از کالای ایرانی را به آنان آموزش دهد.

کارگردان: کاظم راستگفتار
رای کاربر: 9
این فیلم داستان زندگی جوانی است که با نام مستعار آشوب در کافههای لالهزار خوانندگی میکند. آشوبهای تاریخی و واقعی دهه ۱۳۲۰ باعث به وجود آمدن اتفاقاتی در زندگی آشوب میشود.

کارگردان: حسین کندری
رای کاربر: 9
خیلی طول میکشه باور کنی که دیگه منو نمیبینی. شنیدی چی گفتم صحرا؟

کارگردان: رضا درمیشیان
رای کاربر: 9
تا کنون هیچ اطلاعاتی در خصوص عوامل و داستان این فیلم درز پیدا نکرده است!!!

کارگردان: اصغر عبداللهی
رای کاربر: 9
داستان این فیلم در دوره ای از زمان می گذرد که برای مخاطب مشخص نیست و به نظر می رسد کارگردان قصد دارد پیام مهمی را با کنار زدن بعد زمان به مخاطب برساند. نویسنده با طراحی این قصه قصد دارد بگوید پیام این فیلم منحصر به یک دوره زمانی خاص نیست و می توان آن را به تمام دورانها تعمیم داد.

کارگردان: سیدعلی مدنی
رای کاربر: 9
در خلاصه داستان «شب آفتابی» که با تکنیک سه بعدی ساخته شده، آمده است؛ صندوقچه قصهگو که عامل آرامش و نظم شهر است، توسط شغالها از سرزمین همسایه ربوده میشود. خورشید جای ماه را میگیرد. شب از میان میرود و نظم شهر به هم میریزد. چند کودک به طور اتفاقی وارد ماجرا میشوند... .