به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: رسول صدرعاملی
رای کاربر: 8
مهندس جوانی در سال 1365 به این یقین رسیدهاست که باید مملکتش را ترک و سعادت را در سرزمین بیگانه بیابد؛ لذا تصمیم به رفتن میگیرد. همسرش به طور جدی مخالف این نظر است اما عزم رفتن برای مرد جوان جدیتر است. زن بی آنکه اعتقادات خیلی راسخ داشته باشد به علت پارهای مسائل عاطفی با این رفتن مخالفت میکند. د...

کارگردان: مازیار پرتو، نصرالله زمردیان
رای کاربر: 8
«اصغر زاغی» که همواره در صدد راه میانبری است تا به زندگیش سر و سامان بدهد، ضمن فعالیت در تأتر لالهزار، به عنوان خبرچین ساواک نیز فعالیت میکند. او یکبار، اتفاقی خانهای تیمی را کشف میکند. تصمیم میگیرد با فروش این خبر، به آرزوی دیرینهاش دست یابد. اما در تماس با ردههای مختلف سازمان اطلاعاتی، بد...

کارگردان: محمود کوشان، حسین قاسمیوند
رای کاربر: 8
در یکی از عملیاتهای ارتش جمهوری اسلامی ایران در گذرگاههای آبی جنوب، «سروان ترابی» فرماندهی عملیات زخمی و در بیمارستان درمیگذرد. علت مرگ دو گلولهی تنفگ است که از پشت به او شلیک شده است. از تهران «سرگرد جلایر» مأمور تحقیق دربارهی این امر میشود. تحقیقات اولیه نشان میدهد که تیرها از تفنگ «گروهبا...

کارگردان: منوچهر حقانیپرست
رای کاربر: 8
اوایل انقلاب عدهای سودجو برای به دست آوردن ثروت بیشتر، دست به قطع درختان صنعتی در جنگل میزنند و «رسول» کمک جنگلبان منطقه را که سعی در دستگیری آنها دارد به شدت مضروب میکنند. «گلکوه» جنگلبان پیر که در مرحلهی بازنشستگی است برای گرفتن کمک به ادارهی جنگلبانی میرود اما به علت استعفای دولت و عدم حضو...

کارگردان: حمیدالدین صفایی
رای کاربر: 8
«خان» در اوج مبارزات دوران انقلاب از روستایش میگریزد و به امیدی واهی، همهی دارائیاش را به پیشکار خود میسپارد. دو عتیقهفروش تهرانی، که از میزان تنفر اهالی نسبت به «خان» و پیشکارش مطلع هستند، سعی میکنند گنجینهی عتیقههای مرد فراری را به دست آورند؛ پیشکار با آنها درگیر میشود، همگی کشته میشوند...
کارگردان: منصور تهرانی
رای کاربر: 8
در یک روستا که ساکنان آن با پرورش گاومیش زندگی را میگذرانند، محلی وجود دارد که بین مردم به جزیرهی ارواح معروف است. پسربچهای که پدرش به خاطر کشتن گاومیش یکی از اهالی با درگیریهایی روبرو شده همیشه در رؤیاهایش در این جزیره سوداگرانی را میبیند که پارچههای رنگین و عتیقه میفروشند. این رؤیا پسرک را ...