به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: سعید سهیلی
رای کاربر: 5
«منصور» که یک فرمانده است به اسارت دشمن درمیآید. او موجی است و چیزی از گذشتهی خود به یاد نمیآورد. قتلی در میان اسرا اتفاق میافتد. اسرا به «منصور» مضنون هستند، اما او توان دفاع از خویش را ندارد. یکی از اسرا تصمیم به قتل او میگیرد و همسرش که به اسارت درآمده است یکتنه به دفاع از او برمیخیزد.

کارگردان: داریوش مهرجویی
رای کاربر: 3
«لیلا» در آغاز ازدواجی سرشار از عشق متوجه میشود که هرگز صاحب فرزندی نخواهد شد. همسرش «رضا» به این قضیه اهمیتی نمیدهد و اعتقاد دارد زندگی آنها بدون بچه هم زیباست. مادر «رضا» که زنی خودرأی است و چهار دختر و تنها همین یک پسر را دارد، «لیلا» را وادار میکند تا به ازدواج مجدد «رضا» تن در دهد. «لیلا» د...

کارگردان: همایون اسعدیان
رای کاربر: 5
مردی به نام «روباه» که یک قاچاقچی بینالمللی است وارد خاک ایران میشود تا شبکهای را که در حال از هم پاشیدن است، مجدداً احیا کند، اما...

کارگردان: محمدحسین لطیفی
رای کاربر: 3
«افشار» مدیرعامل یک کارخانهی خودروسازی در پی اخراج «بهزاد شایقی» رانندهی رالی کارخانه به دنبال بسیجی جانباز «امیر هادیان» قهرمان سابق مسابقات اتومبیلرانی، است. «امیر» که سالهاست به دلایل خاصی از شرکت در مسابقات کناره گرفته، پیشنهاد «افشار» را قبول نمیکند و...

کارگردان: احمدرضا درویش
رای کاربر: 2
در آغاز جنگ تحمیلی، بیمارستانی در خرمشهر به محاصرهی دشمن درمیآید. نیروهای داوطلب بسیجی با یک جیپ غنیمت گرفته شده و یک لندرور قصد دارند مجروحان را با یک آمبولانس از محاصره نجات دهند. آمبولانس در مواجهه با تانکهای عراقی از حرکت بازمیماند و سرنشینان مجروح آمبولانس فرار میکنند. گروه مهاجر که دکتر «...

کارگردان: مجید مجیدی
رای کاربر: 5
پسرکی به نام علی کفشهای خواهرش را گم میکند. از آنجایی که زهرا کفش دیگری ندارد و پدر هم توانایی مالی خرید کفش نو را ندارد، قرار میگذارند که صبحها زهرا کتانی علی را بپوشد و ظهر علی با کتانی به مدرسه برود. با وجود تلاشی که زهرا برای بهموقع رساندن کفشها میکند، اما علی هر روز دیر به مدرسه میرسد ت...

کارگردان: رحمان رضایی
رای کاربر: 2
«اوستا عباس» کاسب محل قرار است ازدواج کند، اما شرایطی که پدر عروس گذاشته است برای او مشکلاتی را پیش میآورد. «اوستا عباس» به ناچار دست به دامان اقوام و خویشان میشود. سرانجام با «تقی» که توسط یکی از آشنایان معرفی شده، آشنا میشود. قرار است این شخص مشکل او را حل کند، اما مشکل پیچیدهتر میشود...