به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: حامد کاتبی
رای کاربر: 3
این انیمیشن روایتگر روزهای سخت زندگی مردی به نام «ریان» است که خشکسالی تاب و توانش بریده و روزگار را بر او و خانوادهاش سخت کرده است.

کارگردان: پرویز شهبازی
رای کاربر: 3
راهی برای پولدارشدن، خسته از نگاه تحقیر آمیز دور و بریها، احساس تباهی از کارکردن برای دیگران؛ اینها دلایلی است که سه نفر را به هم وصل کرده تا یک کار و کاسبی راه بیندازند.

کارگردان: بهروز افخمی
رای کاربر: 3
داستان فیلم به ماجرای نطق خمینی در روز شروع جنگ و تلاش عدهای از تلویزیونیها برای رساندن به موقع پیام برای پخش بر میگردد که در بین راه گرههایی در کارشان رخ میدهد.

کارگردان: جعفر پناهی
رای کاربر: 3
روایت زندگی سه دوره از هنرپیشههای زن سینمای ایران «قبل از انقلاب»، «دوران معاصر» و «بازیگر زن جوانی»، که تازه کار و به دنبال ارتقای جایگاه خود است.

کارگردان: سعید روستایی
رای کاربر: 3
در بزنگاه روزهای سخت، اعتیاد و مواد مخدر هم گریبان زندگی مردم این شهر را رها نمیکند.


کارگردان: کریم رجبی
رای کاربر: 3
شراکت یک مرد و زن روی ساختن یا نساحتن یک ملک باعث میشود اقای جعفری تعدادی از پسران فامیل را برای اجرای نقش خود به ساختمان بیاورد ولی از طرفی خانم مصباح هم بیکار ننشسته…


کارگردان: علیرضا امینی
رای کاربر: 3
من دیوانه نیستم، داستان زندگی تعدادی بیمار روانی در آسایشگاهی وسط جزیرهای در شمال کشور را روایت میکند که مشغول گذران زندگی هستند…

کارگردان: حجت قاسم زاده اصل
رای کاربر: 3
"حمید" به جرم قتل شوهر خواهرش در زندان به سر میبرد. رئیس زندان به او سه روز مرخصی میدهد. او وقتی به خانه میرسد دلیل این سه روز مرخصی را میفهمد. پدر حمید در حال احتضار است. "سوری" و "رضا" خواهر و برادر حمید از حضور او در خانه ناراحتند. آنها حمید را عامل این مصیبت میدانند و با او بدرفتاری میکنند...

کارگردان: محمدمهدی عسگرپور
رای کاربر: 3
محمد در خط مقدم جبهه زخمی و به تهران منتقل می شود. او و خانواده اش از سرنوشت مهدی، فرزند کوچک تر خانواده، که در لحظه زخمی شدن محمد در محاصره دشمن قرار گرفته بوده، بی اطلاع هستند. محمد پس از بهبودی به جبهه باز می گردد تا برادرش را پیدا کند. او این بار با ماجراهای تازه ای رو برو می شود.

کارگردان: خسرو معصومی
رای کاربر: 3
خبرنگاری با قطار وارد زادگاهش می شود و از همان بدو ورود خاطرات خود را که مربوط به سال های گذشته است مرور می کند، خبرنگار که برای یک روزنامه محلی قلم می زده تلاش دارد تا پرده از روی فساد و اختلاس مسئولان شهر بردارد. اما شهردار با نفوذی که در قدرت مرکزی دارد مانع از افشاگری های خبرنگار جوان می شود. در...