به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: امیراطهر سهیلی
رای کاربر: 1
هزاران سال قبل یونس شک میکند، میلغزد و آنجا که باید داستانش در اوج تمام شود طعمه ماهی میگردد و شکم ماهی آغاز داستان یونس میشود و اکنون هزاران سال بعد ژاله شک میکند، میلغزد و آنجا که باید داستانش در اوج تمام شود «زنانی که با گرگ ها دویدهاند» آغاز میشود.

کارگردان: مونا زندی حقیقی
رای کاربر: 1
شکوه که همراه همسر دومش رضا زندگی میکند، تصمیم میگیرد که همسر سابقش، فریدون را که فرزندانش او را بهدلیل کهولت سن به خانه سالمندان سپردهاند، به منزل خودش ببرد...

کارگردان: قدرتالله بزرگی
رای کاربر: 1
زندانی پرسابقهای که بعد از مدت طولانیای که در زندان بوده حالا آزاد شده و روزگار جور دیگری میخواهد با او تا کند و تمام زندگیاش را تغییر دهد و عوض کند… فیلم وکیلبند زنده کردن سالهایی از زندگی که بیخود در زندان سپری شده است و حالا دیگر اون روزهای بد را نخواهند دید طعم عشق و روزهای خوب را میچشند...

کارگردان: بهرام توکلی
رای کاربر: 1
گاهی در زندگی در موقعیتهایی قرارمیگیری که بالاتر از اهمیت مرگ و زندگی شخصی است. گاهی مرگ و زندگی یک کشور در گرو تصمیم توست. از میدان ندا میآید، هرکس بترسد زودتر میمیرد... حال ببینیم چطور غیرت بر قدرت نظامی چیره میشود.

کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
رای کاربر: 1
داستان یک فروند هواپیمای ترابری ایرانی است که از ایران عازم فرودگاه دمشق میشود. هادی حجازیفر و بابک حمیدیان، خلبان و کمکخلبان هواپیما و پدر و پسر هستند. آنها در کنار یکدیگر قرار است یک محموله بشردوستانه را از ایران به سوریه منتقل کنند. پدر و پسر خلبان در سوریه میان تروریستهای تکفیری به دام افتاد...

کارگردان: پیمان معادی
رای کاربر: 1
در بحبوحهی جنگ ایران و عراق در سال۱۳۶۷، تهران بیوقفه بمباران میشد. عشق، محبت، امید، زندگی و ترس از مرگ را در روزهای پر اضطراب آن زمان برای مردمی که درگیرجنگ بودند از بین میبرد. اغلب عشق به سختی درک میشود اما مرگ واقعیتی است ترسناک. "بمب؛ یک داستان عاشقانه" نشان میدهد که عشق و امید چطورحتی در...

کارگردان: محمدحسین لطیفی
رای کاربر: 1
سه خواهر و یک برادر در یک خانه با اسرار پنهان خود زندگی میکنند، که با آمدن خواستگار برای یکی از دختران، وارد ماجرای مهیجی میشوند.

کارگردان: مجیدرضا مصطفوی
رای کاربر: 1
یه روده راست تو شکمش نیست، یادت رفته تو چشممون زل میزد دروغ میگفت. اون برگرده همه را عاصی میکنه ... .

کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 1
امیرعلی و نوشین دو جوان بیست و یکی دوساله قصد ازدواج با یکدیگر را دارند. خانواده ها چندان موافق نیستند .آنها صبر پیشه کردهاند تا به مرور زمان رضایت خانوادههایشان را جلب کنند. آن دو یک رویای مشترک دارند؛ برنده شدن در لاتاری و دریافت گرین کارت امریکا.