به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: پریسا بختآور
رای کاربر: 10
داستان یک پیرزن به نام زمانه خانم است که دارای یک ساختمان پنج واحده درتهران است و از خارج بر میگردد و در فرودگاه با پسری به نام مسعود آشنا شده و مسعود او را تا خانهاش میرساند مباشر زمانه خانم خانه را اجاره داده است... مسعود مباشر جدید میشود و به دنبال مستاجر برای خانه میگردد. اولین مستاجران ناص...

کارگردان: مهران مدیری
رای کاربر: 10
محمود و بیژن جمالی اشخاصی هستند که به علت خرید ماشنین دزدی از مراد شوهر خواهرشان به زندان میافتند اما با کمک سعادتی از زندان آزاد میشوند. از طرف بانک به بیژن جمالی اعلام میشود که او صاحب یک دستگاه اتومبیل بنز شده است. همه خانواده ادعای مالکیت وسیله را دارند . از طرفی دیگر بیژن به هنگام تحویل وسیل...

کارگردان: سامان مقدم
رای کاربر: 1
از طرف دولت دعوت نامهای به یکی از موسیقیدانان برجسته کشور که در آمریکا زندگی میکند فرستاده میشود. این دعوت نامه اشتباها به دست یکی از خوانندگان درجه سوم ایرانی لسآنجلسی میرسد و…

کارگردان: سیدرضا میر کریمی
رای کاربر: 1
جراح برجسته مغز واعصاب بهنام دکتر عالم که بهدلایل مختلفی پسرش را فراموش کرده است. وی بصورت اتفاقی در شب تولد پسرش سامان از مریضی او که تومور مغزی است باخبر میشود و بهدنبال پسر ستارهشناسش در کویر به راه میافتد تا به او نزدیک شود.

کارگردان: محمدعلی سجادی
رای کاربر: 1
دزد خرده پایی به نام اسد که میخواهد به زعم خودش ترقی کند و برای همین درصدد سرقت یه سواری بر میآید و ناخواسته وارد ماجراهای میشود.

کارگردان: مجید مجیدی
رای کاربر: 1
یوسف نابینا که به نظر میرسد دچار بیماری مهلکی است،برای معالجه چشمانش،با پشتیبانی دایی ثروتمندش،راهی فرانسه میشود.در آنجا پزشکان، بیماریاش را خوش خیم و بیاهمیت تشخیص میدهند،درعین حال در مییابند که انگار راهی به بینایی یوسف وجود دارد

کارگردان: قاسم جعفری
رای کاربر: 1
سامان و تبسم که قبل از سفر سامان با یکدیگر نامزد بودند حال که سامان بعد از ۵ سال پناهندگی به کشور برمیگردد تبسم به استقبال او رفته و به او میگوید که دیگر ادامه رابطه آنها ممکن نیست چون او سه ماه است که ازدواج کرده. سامان آشفته می شود و بیژن برادرش که حال او را می بیند، سعی میکند دلداریاش بدهد. ...

کارگردان: رامبد جوان
رای کاربر: 1
«پدرام آرام» وکیل پایه یک دادگستری است که با دختر شش ساله اش «یکتا» در یک برج ۲۱ طبقه زندگی میکند. «پدرام» بسیار شلخته، حواس پرت و نامنظم است و همیشه روزهای دوشنبه و سه شنبه را اشتباه میگیرد. «گلشید» ۳۰ ساله با پسرش «مانی» شش ساله به صورت موقت آپارتمان طبقه بالای پدرام را اجاره میکنند. «گلشید» قص...