به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: کیومرث ملکمطیعی
رای کاربر: 3
"محمد" و "کاظم" که در "رباط مهرجان" در نزدیکی یزد زندگی میکنند، دور از چشم پدر محمد که رئیس اداره پست و تمبریازی فدیمی است از طرق مختلف، آلبوم تمبر زیبائی فراهم میآورند. محمد بیمار میگردد و آلبوم تمبر که در زیرزمین منزل آنهاست مفقود میشود. محمد به کاظم ظنین میشود و همین امر شراره دوستی آنها را ...

کارگردان: علیرضا داوودنژاد
رای کاربر: 3
"اعظم" که به تازگی از شوهر معتادش "احمد" جدا شده در برخورد با "مرتضی" کارش به ازدواج مجدد میکشد. اما اعظم رازی دارد و مرتضی که متوجه گذشته پررنج اعظم شده برای اینکه بتواند علاقه و مهربانی او را بخود جلب کند به گذشت زمان میاندیشد. چندی بعد شوهر معتاد اعظم با او تماس میگیرد تا چارهای برای ادامه زن...

کارگردان: منوجهر مصیری
رای کاربر: 3
"محمود" بازپرس دادسرای مبارزه با مواد مخدر یک افسر سابق گارد با نام "سهراب" را دستگیر میکند و پس از تحقیق از او درمییابد که وی عهده دار ماموریت دوگانه قاچاق مواد مخدر و فعالیت در براندازی رژیم است. محمود ضمن پیگیری فعالانهاش برای شناخت اعضای باند متوجه بازگشت همسر سابق خود "مریم" با اتفاق پدرش "ا...

کارگردان: محمدعلی سجادی
رای کاربر: 3
انقلاب اسلامی در شرف پیروزی است. در یکی از روزهای درگیری انقلابیون با عوامل رژیم جونی مجروح به خانهای پناهنده میشود که سرپرستش به تازگی در درگیری با وابستگان رژیم به قتل رسیده است. خانواده غریبه مجروح را میپذیرندو به مداوایش میپردازند. بزودی آشکار میشود که غریبه در گریز از تعقیب عوامل فرصت طلب،...

کارگردان: فرامرز قریبیان
رای کاربر: 3
علی، معلم جوان طبق قولی که به پدرش داده است برای با سواد کردن مردم راهی یکی از نقاط دورافتاده و محروم ایران میشود. مردم روستا در آغاز خود را از علی که غریبه است دور میسازند، آنها از این بیم دارند که ببرکخان قاچاقچی معروف، از این رابطه با علی با پشتکاری که دارد رفته رفته مردم را بسوی خود میکشاند....

کارگردان: سید احمد حسنیمقدم
رای کاربر: 3
رحیم که به علتی از سپاه پاسداران اخراج شده و ضمن فرار از تعقیب ماموران سپاه که به کردستان میرود و به یکی از گروههای ضد انقلاب به او مشکوک میشود و پس از یک سری شکنجه و بازجوئی تصمیم به آزاد کردن او میگیرد. از طرفی برادر جوانتر رحیم بنام رحمان بدنبال اوست که با یکی از رابطین گروه تماس میگیرد ولی...

کارگردان: اکبر خواجویی
رای کاربر: 3
زن سالهاست که به تنهائی سرپرستی سه فرزندش را به عهده دارد، با کار و تلاش شبانه روزی سعی میکند زندگی خوب و سالمی برای فرزندانش فراهم آورد. او میخواهد دختر بزرگش را به خانه بفرستد و حالا در تدارک فراهم کردن جهیزیه است که مرد از راه میرسد. او در جواب پرسشها و گلایههای خانوادهاش سعی میکند به هر ط...

کارگردان: اکبر صادقی
رای کاربر: 3
"علی ناصری" دبیر زیست شناسی بدنبال ترک اعتیاد، پس از سه سال به زادگاهش بازمیگردد و به لحاظ سوابق خوب پدر، مجدداٌ در دبیرستان مشغول بکار میشود. در کلاس، طی برخورد با محصلی به نام "مسعود حسنپور" از جیب وی بسته هروئینی بیرون میآورد، مسعود میگریزد اما بسته هروئین نزد ناصر میماند. بسته هروئین او را...

کارگردان: حسن کاربخش
رای کاربر: 3
"لیلا" به آخر خط رسیده است. او زنی تنهاست با گذشتهای مبهم و تیره. در یک پانسیون بزرگ شده و هرگز طعم راستین صمیمیت را نچشیده است. "طوبی" ثمره ازدواج ناموفقش است. جدائی مادر و دختر، انگیزه زنده ماندن را از لیلا گرفته است، پس میرود که خود را به مرگ بسپارد. فرشته از راه میرسد و ارتباط عاطفی بین این د...

کارگردان: حمید تمجیدی
رای کاربر: 3
"فرهمندپور" معلم ریاضی شهرستانی، سرانجام به آرزوی خود که زندگی در تهران است، میرسد ولی در تهران او با مشکلات، اجاره مسکن مناسب و تهیه هزینه اجاره بها و زندگی، ناچار از کار مداوم، به صورت اضافه کاری و حتی مسافرکشی میشود. همسر معلم نیز برای کمک به زندگیشان ناچار از پذیرفتن شغلی میشود. در این شرایط ...

کارگردان: کیانوش عیاری
رای کاربر: 3
"محمود" که علاقه زیادی به فیلمسازی داد، فیلمنامهای به نام "کژدم" نوشته است که سرگذشت جوانی است که با همکاری دوست و نامزدش به یک جواهر فروش دستبرد زده و سپس برای اینکه جواهرات را به تنهایی تصاحب کند آنها را به تله کابین میبرد و در آنجا مخفی میکند. اما روزی که برای برداشتن جواهرات میرود خود را گرف...

کارگردان: یدالله نوعصری
رای کاربر: 3
"سید" پس از مرگ همسرش با "رباب" ازدواج میکند و به روستای خود بازمیگردد. پسر سید، "طاهر" که همواره به یاد مادر است، با همسر جدید پدرش از نظر عاطفی رابطه برقرار نمیکند. رباب که نیز قادر به بچه دار شدن نیست به طاهر روی خوش نشان نمیدهد. اما سید هم طاهر را دوست دارد و هم رباب را ولی طاهر و رباب از هم...