به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: مهران مدیری
رای کاربر: 8
داستان دربارهٔ یک آپارتمان سه واحدی و ساکنان آن است. ساکن یکی از خانهها، صاحبخانه آپارتمان در نقش آقای پیردوست و پسرش در نقش کوروش است که مغازهای نیز در نزدیکی آن دارند. مستأجر خانه دوم یک کاراگاه به نام اردلان پشندی است که پس از چند قسمت بازنشسته میشود و کارمند شرکت خصوصی میشود. همسر او منیژه ا...

کارگردان: داریوش مهرجویی
رای کاربر: 8
برای خانوادهای دو مهمان سرزده که تازه عروس و داماد هستند، میآید و چون وضع مالی خانواده خوب نیست، همسایگان دست به دست هم میدهند تا آبروی صاحبخانه را حفظ کنند...

کارگردان: کمال تبریزی
رای کاربر: 10
رضا مثقالی معروف به رضا مارمولک دزد سابقه داری است که بارها دستگیر و زندانی شده، اما در آخرین دستگیری، اتهام او سرقت مسلحانه است. رضا را به زندانی تحویل می دهند که رئیس آن (آقای مجاور) مردی بسیار سختگیر و انعطافناپذیر است. او عقیده دارد باید آنقدر نسبت به مجرمان ـ با روش هایی خاص ـ سخت گیری کند که ...

کارگردان: آرش معیریان
رای کاربر: 8
امیر مرادیان تنها پسر یک خانواده ثروتمند در روابط اجتماعی و خانوادگی با مشکل روبه روست. پدرش یک مدیر دولتی است با اعتقادهای سفت و سخت، که با مادرش که علاقه ای به این زندگی ندارد متارکه کرده و مادر امیر هم همراه با دخترش در خارج زندگی می کند. او هم از زندگی در ایران خسته شده و از سویی نیز مادرش مقدما...

کارگردان: محمدمهدی عسگرپور
رای کاربر: 1
رحمان پسری سرراهی است که از همان کودکی در روستا زندگی کرده و بزرگ شده است. هر سال در نیمه شعبان او برای ادای نذر ده ساله اش ـ که امسال آخرین سال آن است ـ راهی قدمگاه می شود. اما با رسیدن به این زیارتگاه رحمان خوابی می بیند که زندگی او را متحول می کند. او برای یافتن پدر و مادرش دوباره به روستا برمی گ...

کارگردان: احمدرضا درویش
رای کاربر: 3
داستان فیلم حول یک گاوصندوق میچرخد. در بحبوحه جنگ عدهای تلاش میکنند از خروج یک گاو صندوق از کشور جلوگیری کنند. نقش اول فیلم، زینال، در این بین به حسن نیت آنها شک کرده و سعی میکند گاو صندوق را از چنگ آنها در بیاورد. گاو صندوق در اروند غرق میشود و زینال اسیر میشود. داستان فیلم ۲۰ سال بعد و پس ...

کارگردان: رحمان رضایی
رای کاربر: 2
دکتر بهرام نورآیین در پی از دست دادن همسر و فرزندش در حادثه ی یازدهم سپتامبر در نیویورک که به دنبال عافیت گاهی به ایران بازمی گردد. او که از شهر گریزان است به درمانگاهی که کنار چغازنبیل واقع شده می رود. او آن جا دختری نوجوان به نام اقلیما را به عنوان پرستار استخدام می کند و به تدریج رابطه ای صمیمانه...