به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: کمال تبریزی
رای کاربر: 7
داستانی با مضمونی کمدی و سیاسی روایتگر داستان زندگی شخصی به نام «قدرت» با بازی حامد بهداد است که سودای رسیدن به قدرت را دارد.

کارگردان: محمدعلی باشهآهنگر
رای کاربر: 7
راز جهانبخش کرامت فاش میشود؟ این راز خواب چیستا، ماهرو، گودرز، بهرام، جهانگیرو سرگرد پوشیاس را آشفته خواهد کرد. جهانبخش برای اثبات بی گناهیاش و بازگشت آرامش سفر بلندی را آغاز میکند. سفری که پایانش زندگی بسیاری از آنها را تغییر میدهد.


کارگردان: پوران درخشنده
رای کاربر: 7
شیرین که در زندگی خانوادگی با فرزند و همسرش به تدریج دچار مشکل میشود، به دنبال پیدا کردن راهی برای ایجاد ارتباط با آنهاست، که موفق نمیشود و به بحران میرسد. تلاش مجدد او برای خارج شدن از این بحران او را با چالش جدیدی رو به رو میکند.

کارگردان: تهمینه میلانی
رای کاربر: 7
داستان دختری جوان و کم تجربه به نام «ملیحه» است که با ازدواجی نادرست و بدون رضایت خانواده با جوانی به نام سیامک دچار مشکلاتی میشود.

کارگردان: Mario Siciliano
رای کاربر: 7
دشت سیمبا، کنگو 9 دسامبر 1958، سروان برانت فرمانده یک هنگ از لژیون فرانسه که برای سرکوب مردم منطقه اعزام گردیده به اتفاق تمامی افراد خود ناپدید شده است. در حالیکه مدارک بسیار مهمی در اختیار او بوده، اوراقی که ......

کارگردان: محسن قرایی
رای کاربر: 7
قاسم کارمند اداره سد معبر شهرداری در تلاش است وضعیت زندگی خود را بهبود ببخشد، اما در این راه با نرگس همسرش اختلافِ نظر دارد...

کارگردان: محمدرضا هنرمند
رای کاربر: 7
خسرو پذیرش، مخترع یک پودر جادویی لباسشویی، به یک کارخانه تولید پودر می رود تا با دیدن مدیرعامل، اختراعش را به تولید برساند. اما تصادفاً از آسانسور پرتاب و به بیمارستان منتقل می شود. مدیرعامل شرکت، داریوش جم نیز از شنیدن خبر ورشکستگی قریب الوقوع شرک سکته مغزی می کند و به همان بیمارستان منتقل می شود. ...

کارگردان: علی عطشانی
رای کاربر: 7
داستان ۲ طلبه جوان است که میخواهند برای شرکت در سمیناری دانشگاهی پیرامون ادیان به آلمان بروند اما رئیس حوزه علمیه آنها که حاج آقا فراستی نام دارد، راه سفر را بر آنها سد میکند. طلبههای جوان با اغفال حاج آقا فراستی، ویزایی هم برای او میگیرند و وی را با خود به آلمان میبرند و...

کارگردان: داریوش مهرجویی
رای کاربر: 7
حمید هامون که با همسرش مهشید دائم کشمکش دارد زندگی کابوس گونهی خود را مرور میکند. او که مشغول نوشتن رسالهاش دربارهی عشق و ایمان است در پی دوست قدیمی و مرادش علی عابدینی میگردد. خانه و کاشانه را ترک میکند و دست به اعمال دیوانهواری میزند. او در حالتی پریشان، در پی شکایتهایش، خود را به اموا...