به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: نگار آذربایجانی
رای کاربر: 6
رعنا و آدینه دو زن جوان از دو موقعیت کاملاً متفاوت خانوادگی و اجتماعی، بر اثر حادثهای با هم مواجه و همسفر میشوند. رعنا زنی کم تجربه و مذهبی است که بخاطر نیاز مالی، پنهانی مسافرکشی میکند و آدینه دختری سرکش و مرفه است که از خانه خود فرار کرده است. در میانه راه رعنا متوجه میشود که همسفرش دارای جنسی...

کارگردان: کیومرث پوراحمد
رای کاربر: 6
روایتگر گوشهای از زندگی «عیسی» و «فاروق» است که پس از سالها همدیگر را میبینند و خاطرات دوران جنگ را مرور می کنند. «عیسی» جوان رزمندهای است که مأموریت انتقال اسرای جنگی به پشت جبهه را دارد که «فاروق» هم یکی از آنهاست.

کارگردان: داریوش مهرجویی
رای کاربر: 6
در یک ساختمان چهار طبقه در حاشیه شهر که نمور و فرسوده است و نیاز به تعمیر دارد، چهار خانواده زندگی میکنند. مباشر و نماینده قانونی خانه، "عباس آقا" که در طبقه اول سکنا دارد درصدد است خانه را از مستاجرین تخلیه نماید و به کمک آژانس معاملات ملکی (مهتاب) ساختمان را به تدریج به نام خود کند. مستاجرین که ح...

کارگردان: مجید مجیدی
رای کاربر: 6
پسرکی به نام علی کفشهای خواهرش را گم میکند. از آنجایی که زهرا کفش دیگری ندارد و پدر هم توانایی مالی خرید کفش نو را ندارد، قرار میگذارند که صبحها زهرا کتانی علی را بپوشد و ظهر علی با کتانی به مدرسه برود. با وجود تلاشی که زهرا برای بهموقع رساندن کفشها میکند، اما علی هر روز دیر به مدرسه میرسد ت...

کارگردان: ایرج قادری
رای کاربر: 6
در 22 بهمن 1357، با باز شدن در زندانها عدهای جنایتکار هم آزاد میشوند که اتفاقاٌ در سفرشان به مرز برای فرار از مملکت همره میشوند. در دهی مرزی آنها با مردی روبرو میشوند که زندگیش را وقف خدمت به خدا و مردم کرده است. طی ماجراهایی و حملهی ارتش اجنبی، فراریان به مردم پیوسته و به مبارزه برمیخیزند.

کارگردان: حمید نعمتالله
رای کاربر: 6
داستان دختری که خانوادهای فقیر دارد، از خانه گریخته و همراه با دوستانش خانهای اجاره کرده، که اجاره آن را نپرداخته و صاحبخانه قصد دارد آنها را بیرون کند. جهانگیر که در یک بوتیک کار میکند، به بهانه دادن شلوار مورد علاقه اتی به او، سعی می کند که به او کمک کند...

کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
رای کاربر: 6
پلاک «یوسف» از شکم یک کوسه در آبهای جنوب پیدا میشود. همه معتقدند که او شهید شده است. «دایی غفور» که رانندهی تاکسی فرودگاه است، برخلاف دیگران معتقد است که پسرش «یوسف» روزی بازخواهد گشت. زندگی او و دختری به نام «شیرین» که از قبل برای جستجوی برادرش به ایران آمده است، در یک نقطه به هم میرسد. آنها ب...

کارگردان: سیدمحمدرضا خردمندان
رای کاربر: 6
همیشه همینجوریه! آخرین بار هوا ابر شد. باد گرفت. درختا داشتن از جا کنده میشدن. اونقدر بارون شدید شد که سیل شهرو گرفته بود. پرندهها دور و بر لونه هاشون جیغ میکشیدن. یکی از بچهها قسم میخورد خودش دیده خورشید یکی دوبار نورش کم و زیاد شده....

کارگردان: امیر قویدل
رای کاربر: 6
در اواخر پائیز و اوایل زمستان 1357 در اوج اعتصابات عمومی یک قطار محمولهی سوختی متعلق به ارتش که قرار است در انبار اصفهان تخلیه شود توسط اعتصابیون شرکت نفت و راهآهن دولتی با پیروی از فرمان امام مبنی بر تأمین سوخت داخلی کشور ناگهان تغییر مسیر داده و عازم منطقهای دیگر که اهالی آن به سوخت نیاز دارند ...

کارگردان: بهرام توکلی
رای کاربر: 6
گاهی در زندگی در موقعیتهایی قرارمیگیری که بالاتر از اهمیت مرگ و زندگی شخصی است. گاهی مرگ و زندگی یک کشور در گرو تصمیم توست. از میدان ندا میآید، هرکس بترسد زودتر میمیرد... حال ببینیم چطور غیرت بر قدرت نظامی چیره میشود.

کارگردان: سعید عالمزاده
رای کاربر: 6
برادری دیوانه، خواهری معصوم، عمه ای عجیب، پسری عاشق پرور و بلیطی برای «توکیو بدون تو....

کارگردان: محمدرضا بزرگ نیا
رای کاربر: 6
در اوج حملات بیوقفهی دشمن به نفتکشها، کاپیتانی جوان به همراه دریانوردی با تجربه و کهنهکار تصمیم میگیرند تا اولین محمولهی نفت خام را با یک نفتکش غولپیکر از خلیج فارس عبور دهند و آن را به بازار جهانی برسانند. سیر حوادث آن دو را که در زندگی خصوصی خود نیز مسائل و مشکلاتی دارند، به تجربههای تاز...