به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: رامبد جوان
رای کاربر: 7
برنامه با مقدمهٔ رامبد جوان شروع میشود و پس از آن او و حضار تیتراژ شاد برنامه را میخوانند. بعد، مهمان برنامه را همراه با تشویق به داخل دعوت میکنند. گفتگو با مهمان شروع میشود که با شوخی و خنده همراه است. در پایان از مهمان برنامه خواسته میشود که پنج ثانیه به سمت دوربین لبخند بزند و تا به بهترین ل...

کارگردان: اصغر فرهادی
رای کاربر: 1
داستان چند رابطه با محور اتفاقاتی در «گذشته» است. یک رابطه به پایان میرسد و دیگری قرار است شروع شود. محورِ هر دو رابطهای که به پایان میرسد و رابطهٔ جدیدی که قرار است آغاز شود، زنی به نام مارین است. احمد، که شوهر دوم مارین است، بهخاطر اختلاف با او به ایران بازگشته و پس از چهار سال به دعوت ماری به...

کارگردان: مسعود دهنمکی
رای کاربر: 1
محمد جوانی است که شوق رفتن به جبهه را دارد اما با مخالفتهای سرسختانهی پدرش مواجه میشود و پدر برای رفتن او به جبهه شرطهای عجیب و غریب میگذارد تا اینکه محمد شبانه از خانه فرار کرده و به جبهه میرود و پدر برای بازگرداندن او راهی منطقه میشود...

کارگردان: هاتف علیمردانی
رای کاربر: 9
سینا چند ماه بیشتر برای قبولی در کنکور فرصت ندارد. از یک سو بنیاد متزلزل خانوادگی و از سوی دیگر آشنایی او با یک جوان خیابانی عاشق موسیقی ماجراهایی را برای او رقم میزند...

کارگردان: سعید آقاخانی
رای کاربر: 8
فرزین دچار اعتیاد به مواد مخدر است و خانوادهاش را در طول داستان درگیر ماجراهایی میکند...

کارگردان: حامد محمدی
رای کاربر: 9
روحانی جوانی به نام احمد با همسرش لیلا در حالی با تنگدستی روزگار سپری میکنند که صاحب سه فرزند سه قلو میشوند.

کارگردان: سیدشهاب حسینی
رای کاربر: 2
داستان یک نویسندهی متفکر است که به دنبال نوشتن پایانی جاودان برای داستانش است و با اقامت درطبقه وسط یک آپارتمان، بر اساس دریافت هایش از زندگی و آدمهای اطراف برای کشف جاودانگی داستان آنها را تجسم میکند و با ظهور در قالب شخصیتهای مختلف یک سفر فلسفی را طی میکند...

کارگردان: فریدون جیرانی
رای کاربر: 2
نازگل مشرقی، دختر مجرد جنوب شهری است که به دلیل مشکلات اقتصادی زندگیاش در حال فروپاشی است. آشنایی اتفاقی او با فیروز نشاط کارخانهدار مجرد زندگیاش را دچار حادثههای جدیدی میکند...

کارگردان: ابراهیم ابراهیمیان
رای کاربر: 8
ریحان و طاها مدتی است به واسطهی یک آگهی در روزنامه مشغول پرستاری از پیرمردی به نام منوچهر آصف هستند. به زودی در خانهی آصف حوادثی رخ میدهد که طاها و ریحان را دچار استیصال کرده و آنها را بر سر دو راهی تصمیمگیری قرار میدهد.