به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: مهدی مظلومی
رای کاربر: 3
داستان سه مامور خارجی است که برای انجام عملیاتی با یک نقشه دقیق و از پیش تعیین شده وارد ایران می شوند اما از لحظه ورود با موقعیت های ویژهای روبرو می شوند که برنامههای آنها را به هم میریزد.

کارگردان: داوود موثقی
رای کاربر: 3
پونه همسرش اردلان را زیر فشار قرار میدهد تا برایش ماشین خارجی بخرد، اردلان که کارمند سادهای بیش نیست استطاعت برآورده کردن چنین خواستهای را ندارد و همین امر موجب میشود تا زندگی آنها دستخوش حوادثی گردد و تا آستانه جدایی پیش بروند.

کارگردان: ایرج کریمی
رای کاربر: 3
روایتگر زندگی زوج جوانی است که مرد به دلیل بیماری سرطان روزهای آخر عمرش را سپری میکند و در ادامه آن رقابتی بین مادر و همسر این مرد جوان رخ میدهد...

کارگردان: بهرام توکلی
رای کاربر: 3
تو میدونی من از چیه مارادونا خوشم میآد؟ از اینکه تو زندگیش هیچوقت واقعیت و رویا براش مرز نداشت، وقتی بازی میکرد با همه وجودش بازی میکرد، پرواز میکرد، بازی نمیکرد، وقتی معتاد شد یه کوه کوکائین میریخت جلوش د بکش همه چیزو تا تهش میرفت، خودشو لوس نمیکرد... همهاش برای این بود که واقعیت و رویا ب...

کارگردان: سید روحالله حجازی
رای کاربر: 3
همیشه فکر میکردم ماهیها موقع مردن، وقتی لب میزنن، یه چیزی میخوان بگن که من اونو نمیشنوم...

کارگردان: مصطفی کیایی
رای کاربر: 3
در «عصر یخبندان» خارپشت ها تصمیم گرفتند رنج خارهای یکدیگر را تحمل کنند، اما کنار هم باشند و به هم گرما بدهند، خارپشت ها تنها جاندارانی بودند که در «عصر یخبندان» زنده ماندند.

کارگردان: وحید جلیلوند
رای کاربر: 3
یک آگهی غیر متعارف در بخش نیازمندیهای روزنامه همشهری، جمعیت کثیری را در روز مشخصی به خیابان میکشد. دخالت پلیس قائله را علی الظاهر پایان میدهد اما....

کارگردان: حمیدرضا قطبی
رای کاربر: 3
درباره زنی به نام شیرین است که در مراسم ختم پدرش به روابط جدیدی در زندگی او پی میبرد و حقایقی تازه را کشف میکند...

کارگردان: یدالله صمدی
رای کاربر: 3
داستان یک کودک است که با وجود رسیدن به سن 6 سالگی هنوز حرف نمی زند و همه او را مسخره میکنند و در خانواده و اطرافیان به غیر از مادر کسی از او حمایت نمیکند و بیشتر به پسر بزرگتر توجه دارند. تا اینکه پسر بچه از دست آنها فرار کرده و...

کارگردان: بهتاش صناعیها
رای کاربر: 3
منوچهر شصت سال سن دارد، او بازنشسته اداره دخانیات است ولی از سر بیکاری همچنان هر روز به اداره میرود. مادرش تا زنده بود آرزو داشت ازدواجش را ببیند، در حالی که منوچهر حتی دوستی هم در زندگی نداشته به جز خسرو...