به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: سیدمسعود اطیابی
رای کاربر: 2
زندگی دختری مسیحی و در عین حال متعصب است. پدر و مادر او که سالیانی پیش از به دنیا آمدن ژانت بچه دار نمیشدند در شبی از شبهای محرم در مجلس تعزیه نذر میکنند که در صورت بچهدار شدنشان نام دختر را فاطمه بگذارند و در شبهای محرم مراسم عزاداری در خانه بزرگشان برقرار کنند.

کارگردان: محمدهادی کریمی
رای کاربر: 2
پسری جوانه که مانکن است بهتصویر کشیده شده که همیشه در زندگی اش فکر میکند، زیبایی نقطه قوت او است و این تصور آن را تا جایی میبرد که مشکلاتی و حوادث زیادی برایش به وجود میآید.

کارگردان: سعید سهیلی
رای کاربر: 2
به نام جهانگیر که بر اثر توطئهای زندانی میشود. او پساز آزادی تصمیم به انتقام میگیرد و همراه با دوستش و نامزد او دست به گروگانگیری میزند و...

کارگردان: فریدون جیرانی
رای کاربر: 2
بازگویی زندگی یک دختر سالم با یک بیمار روانی ثروتمند است که همدیگر را در حین رانندگی در پل پارکوی تهران ملاقات می کنند و خیلی زود با یکدیگر ازدواج می کنند. پل پارکوی تهران برای کوهیار هدایت صرفا بخشی از یک بزرگراه نیست بلکه پلی است به سوی رها روانبخش. پلی که کوهیار فکر می کند با حرکت خلاف جهت روی ...

کارگردان: مازیار میری
رای کاربر: 2
اکبر منافی یک رزمنده قدیمی است که برخلاف دیگر رزمندگان که جایگاه و مقامی قابلتوجه دارند، حالا دارد بلیت اتوبوس میفروشد. همواره فکری که او را آزار میدهد این است که همرزم قدیمیاش را با دستهای خودش کشته است. پس پیش پدر دوست شهریاش میرود و ادعا میکند که قاتل پسرش است...

کارگردان: پوران درخشنده
رای کاربر: 2
نگار که دختر جوانی است که قصد ازدواج با مردی به نام ایمان دارد، میفهمد که او تعهدی در زندگیاش دارد که نمیتواند آن را به خاطر ازدواج، نادیده بگیرد. نگار دچار تردید میشود. آیا به ایمان حق دهد و آینده زندگی مشترکشان را با نفر سومی تقسیم کند و یا...

کارگردان: مسعود دهنمکی
رای کاربر: 2
مجید از اراذل جنوب تهران عاشق دختر پیرمرد عارفی به نام میرزا میشود. میرزا شرط ازدواج مجید و دخترش را سر به راه شدن او میداند. مجید تصمیم میگیرد برای اثبات سر به راه شدن خود به جبهه برود که بقیه دوستانش نیز همراه او میشوند. برای حضور آنها در جبهه، مخالفتهایی وجود دارد اما باضمانت میرزا و یکی دیگ...

کارگردان: کیومرث پوراحمد
رای کاربر: 2
روایتگر گوشهای از زندگی «عیسی» و «فاروق» است که پس از سالها همدیگر را میبینند و خاطرات دوران جنگ را مرور می کنند. «عیسی» جوان رزمندهای است که مأموریت انتقال اسرای جنگی به پشت جبهه را دارد که «فاروق» هم یکی از آنهاست.