به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: سیدمسعود اطیابی
رای کاربر: 4
قصه فردی به نام بهرام را روایت میکند که در یک حادثه، دچار مرگ مغزی میشود و با یک معجزه دوباره به زندگی برمی گردد.

کارگردان: علیرضا فرید
رای کاربر: 4
مرجان، موسی، آتوسا، استوارت، شیلا، احسان، بهزاد، شیرین و دکتر طاهری همگی مسافران قطار تهران استانبول هستند...

کارگردان: ایرج کریمی
رای کاربر: 4
دغدغه ها و حدیت نفس نسل امروزی است که میکوشند در همه زمینههای زندگی به موفقعیت دست پیدا کنند

کارگردان: محمدرضا رحمانی
رای کاربر: 4
داستان سه زوج ایرانی که در پایان حضور خود در یک مهمانی با تراژدی روبرو میشوند...

کارگردان: رسول ملاقلیپور
رای کاربر: 4
دامپزشکی به نام «حبیب» که قصد افشای خلاف «شولان» را داشته، به دلیل فشارهای «شولان» تصمیم میگیرد خودکشی کند. در این راه، به دختری به نام «نیلوفر» برمیخورد که او را برای مرگ تشویق میکند. اما «حبیب» نمیداند که حضور «نیلوفر» در سر راهش، آخرین حربهی «شولان» برای از بین بردن او است. «نیلوفر» نیز که آ...

کارگردان: سپیده فارسی
رای کاربر: 4
مرتضی پس از رهایی از زندان و از کف رفته دیدن زندگی خانوادگی اش در تهران راهی شمال کشور می شود تا به کشف حقایق فراموش شده گذشته به ظاهر تاریک اش بپردازد.

کارگردان: محمد متوسلانی
رای کاربر: 4
«امیر» پس از سه سال از زندان آزاد و به توصیهی عمویش، مشغول به کار در یک مبلفروشی میشود. به زودی آشناییش با «هما» (که کارمند بانک است) و قرار ازدواج با او، سبب میشود تا با روحیه و جدیت بیشتری کارش را پیگیری کند. یک روز وی به هنگام حمل یک میلیون تومان پول، مورد سرقت قرار میگیرد. سابقهی او سبب می...

کارگردان: فرزاد مؤتمن
رای کاربر: 4
قصه درباره پسر بچه ای است که بر اساس یک اتفاق با فرشته ای آشنا می شود و این آشنایی ماجراهایی را به دنبال دارد ....

کارگردان: محمدعلی سجادی
رای کاربر: 4
دختری جوان به نام سریر اقدام به خودکشی میکند اما دکتر مهیار مروی به مداوای او می پردازد و سعی می کند تا به علل این حادثه پی ببرد که درگیر حوادث ناخواسته این میشود و....

کارگردان: همایون اسعدیان
رای کاربر: 4
مردی به نام «روباه» که یک قاچاقچی بینالمللی است وارد خاک ایران میشود تا شبکهای را که در حال از هم پاشیدن است، مجدداً احیا کند، اما...

کارگردان: حمید سمندریان
رای کاربر: 4
«سنجر» فرزند تنها پزشک شهر که اکنون فوت کرده است، به یاری اهالی شهر که در فقر و تنگدستی زندگی میکنند، برای تحصیل پزشکی به مرکز میرود و پس از اتمام تحصیلات به زادگاه خود برمیگردد و قول میدهد که برای مردم شهر پزشکی مفید باشد. «سنجر» در ابتدای طبابت به قول خود وفادار میماند ولی به تدریج وسوسهی زن...