به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:



کارگردان: امیراطهر سهیلی
رای کاربر: 4
طرقه: دو جوان مشهدی جنوب شهری بر سر یک کبوتر قیمتی اختلافهایی دارند، این اختلافها موجب شکل گرفتن داستان فیلم می شود....

کارگردان: سابین ژمایل
رای کاربر: 4
یک دختر بچه عراقی است که در سر رویای درس خواندن و پزشک شدن را می پروراند...

کارگردان: علی وزیریان
رای کاربر: 4
محسن نوجوانی است که در کنار بچههای خیابانی هم سن و سال خود در میان خیابانهای شلوغ شهر گل فروشی میکند...

کارگردان: علیرضا امینی
رای کاربر: 4
شروع داستان از یک دفتر ازدواج و طلاق آغاز می شود. سام و رودابه هر دو از خانواده مرفه از هم جدا می شوند، از آنجاییکه دلیل طلاق آنها پایه و اساس محکمی ندارد و هنوز به هم علاقه دارند داستان طور دیگری پیش می رود…

کارگردان: سامان استرکی
رای کاربر: 4
فیلمی اپیزودیک که در اپیزود اول آن اسماعیل و مرضیه زوج جوانی که در انتظار تولد کودک خود هستند؛ برای سونوگرافی دیرهنگام و انجام آزمایشات ژنتیک از شهرستان به تهران آمده اند. دکترها به علت ازدواج فامیلی، به آنها هشدار داده اند....

کارگردان: عباس رافعی
رای کاربر: 4
5 نفر که در فضای ملتهب آبان ماه سال 1357 درصدد هستند تا به آخرین پروازی که از ایران خارج می شود، برسند اما در ادامه ماجرایی سرنوشت این افرادی را به همدیگر پیوند می زند...

کارگردان: شاهد احمدلو
رای کاربر: 4
اوضاع ملتهب و سیاسی عراق امروز، زندگی مشترک خالد و ضحی عکاس و خبرنگار یک روزنامه محلی را مثل همه مردم آن سرزمین مورد هجوم قرار میدهد...

کارگردان: محمدرضا رحمانی
رای کاربر: 4
عماد به خاطر شکی که به همسرش داشته او را به قتل رسانده است و اکنون منتظر صدور و اجرای حکم اعدام است که با ورود سیما به عنوان وکیل تسخیری و پیشنهاد غافلگیر کننده ای که می دهد ماجرا شکل دیگری پیدا می کند....

کارگردان: بیژن میرباقری
رای کاربر: 4
دوزخ، برزخ، بهشت فیلمی اپیزودیک است. در اپیزود اول: زن و شوهری پس از سالها همدیگر را می بینند. در اپیزود دوم: مردی پس از سالها یاد عشق قدیمی اش می افتد. در اپیزود سوم: زنی تصمیم می گیرد پس از مرگ شوهرش، کار او را ادامه دهد...


کارگردان: امید بنکدار، کیوان علیمحمدی
رای کاربر: 4
چهار داستان ترکیب شده که به طور موازی روایت می شود. تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه قاجار که از دسیسه های اندرونی دربار و بی وفایی شوهرش به تنگ آمده، خاطراتش را برای پسرخاله و معلمش سلیمان بازگو می کند. در حالی که سلیمان مدام از گفتن آنچه در دل دارد