به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: پرویز شیخطادی
رای کاربر: 8
ریاض جنگجوی کهنه کار توبه میکند خونی بریزد و چون آتشفشانی خاموش به گوشهای میخزد. برای آتش افروزی مجدد او، به یک شوک قوی نیاز است و آن تعرض به گلجان تنها عشق و امید زندگی اوست. آتش ریاض شعلهور شده و خونها میریزد. غافل از اینکه بازیگر یکهتاز نمایشی پرماجرا گردیده است.

کارگردان: مجید جوانمرد
رای کاربر: 8
در جریان یک کنفرانس علمی در ارمنستان، رابطه ای عاشقانه شکل می گیرد و دامنه آن به شهرهای مختلف ایران کشیده می شود...

کارگردان: تهمینه میلانی
رای کاربر: 8
«کوروش زند» یک سوپراستار جوان سینما است که موفقیت و شهرت، او را به آدمی مغرور و خوش گذران و غرق در فساد تبدیل کرده است....

کارگردان: غلامرضا حیدرنژاد
رای کاربر: 8
جلال، بازیگر نقش های فرعی سینما که در عشق هم شکست خورده، قصد خودکشی دارد. او که ساکن اتاق شماره 212 در مسافرخانه «گلها» است ابتدا تصمیم میگیرد با طناب خود را حلق آویز کند، اما موفق نمیشود و ناچار در پی استخدام یک آدمکش برمیآید. «حسن چاخان» بازیگر سینما، نشانی یک آدمکش معروف به نام «رعد» را به او...

کارگردان: ایرج طهماسب
رای کاربر: 8
زیر درخت هلو، داستان یک درخت نیست، سرگذشت یک خانواده عجیب و غریب است که همگی سر ساعت ۵ عصر مردهاند ...

کارگردان: اصغر فرهادی
رای کاربر: 8
در یک کانون اصلاح و تربیت شهر زیبا زندانی با درواست اعلا یکجا جمع میشوند تا هجدمین سال تولد اکبر را با هم جشن بگیرند.اکبر که یک متهم است و دلیل اتهام او این است که دوسال قبل که وقتی شانزده سالش بوده است دختری را کشته و حالا وقت است تا قصاص شود.اعلا برای اینکه بتواند به او کمک کند با کمک کردن فیروزه...

کارگردان: شاهد احمدلو
رای کاربر: 8
درباره پیرمرد تنهایی است که برای فراهم آوردن مقدمات مراسم ترحیم و در گذشتش از افرادی برای به سامان رساندن این مسئله استفاده میکند.


کارگردان: بهزاد بهزادپور
رای کاربر: 8
دو کبوتر بر بام خاکریزی ظاهر می شوند. فیلمبردار و کارگردانی آنها را می بینند اما فردای آن روز با حیرت تمام، پرهای آن دو کبوتر را در زیر خاک می یابند. فیلمبردار و کارگردان با ناباوری می گریند و می سوزند و پریدن را آرزو می کنند ...

کارگردان: پرویز شیخطادی
رای کاربر: 8
زن و شوهری در جبهه جنوب و در بیمارستانی صحرایی مشغول خدمت هستند. امیرعلی و همسرش به دلیل سالها کار در آنجا به حال و هوای جبهه وابستگی شدیدی پیدا کردهاند، اما اعلام خبر آتشبس و بعد حمله نیروهای عراقی به بیمارستان،این زوج را در آزمایشی دشوار قرار میدهد.

کارگردان: بهرام توکلی
رای کاربر: 8
تو میدونی من از چیه مارادونا خوشم میآد؟ از اینکه تو زندگیش هیچوقت واقعیت و رویا براش مرز نداشت، وقتی بازی میکرد با همه وجودش بازی میکرد، پرواز میکرد، بازی نمیکرد، وقتی معتاد شد یه کوه کوکائین میریخت جلوش د بکش همه چیزو تا تهش میرفت، خودشو لوس نمیکرد... همهاش برای این بود که واقعیت و رویا ب...

کارگردان: علی ملاقلیپور
رای کاربر: 8
عطا و معصومه در خانهای مستأجرند، موعد اجاره آنها پایان یافته اما میخواهند در خانه بمانند.