به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: محمدحسین لطیفی
رای کاربر: 7
شیوا در دادگاه منتظر موکل اش است که خبردار میشود گروهی حامد را در مسیر ربودهاند ولی دلیلش را نمی داند . از طرفی حامد که گریخته باید به محلی از پیش تعیین شده رفته و خود را در اختیار ربایندگان نهد ، چرا که ستاره گرفتار آنان است . حامد در آن جا با وضعیتی روبرو میشود که از قبل حدس نمی زده است …

کارگردان: محمدحسین لطیفی
رای کاربر: 7
دکتر افشار جم پس از سه سال تلاش بیوقفه، موفق به اختراع اکسیری مهم و ارزشمند در زمینه نانوتکنولوژی میشود. او پس از ناکامی در یافتن سرمایه لازم، تصمیم میگیرد از ایران خارج شود. اما هنگامی که یک تصادف، او را راهی بیمارستان میکند؛ تمام مدارک و اطلاعات مهم او توسط دزدی به نام غلامحسین به سرقت برده م...

کارگردان: حمید نعمتالله
رای کاربر: 7
به هنگام شروع موشک باران تهران در جریان جنگ تحمیلی، اعضای خانوادهای پرجمعیت که تقریباً همه با هم قهر هستند و اختلاف دارند برای دوری از حملات دشمن ساکن باغ مادرشان در روستایی واقع در حومه تهران میشوند؛ روستایی که مدرسه اصلی آن تبدیل به محل اسکان بخشی از اهالی جنگ زده شده است. استقرار این خانواده د...

کارگردان: سعید آقاخانی
رای کاربر: 7
داستان سریال درباره کارمندی است که بعد از مدتها تقاضای وام او مورد موافقت قرار میگیرد، اما همزمان حکم بازنشستگی اش صادر می شود و این مساله، ماجراهایی را برای شخصیتهای داستان به وجود می آورد.

کارگردان: شاهد احمدلو
رای کاربر: 7
«نصرت عشقی» سالهاست در یکی از محلات قدیمی تهران، نانوایی سنگگ دارد و به اتفاق سه پسرش «مسعود» ، «محمود» و «منصور» آنجا را اداره میکند. اما تنها سه دانگ از مغازه به نام اوست و سه دانگ دیگر، متعلق به شریک و دوست قدیمیاش «پرویز» است که ۱۰ سال قبل از ایران مهاجرت کرده و اکنون در ایتالیا زندگی میکند....

کارگردان: سیروس مقدم
رای کاربر: 7
پیرزنی به نام ثریا که پانزده سال پیش شوهر خود را از دست دادهاست، در بیمارستانی مشغول به پرستاری است. او با سرهنگ که یکی از بیمارها بودهاست، آشنا میشود و پس از درمان او، پنهانی با یکدیگر ازدواج میکنند. او مبلغ هنگفتی را به پسر سرهنگ قرض میدهد و قرار میشود که سود پول را نیز از او بگیرد...

کارگردان: سعید آقاخانی
رای کاربر: 7
مجموعهای طنز که اتفاقات مختلف زندگی چند خانواده را به تصویر میکشد : موتور مسعود را میدزدند و او که بدهکار مردم بوده و همسرش نیز پا به ماه است مجبور به دزدیدن یک اتومبیل میشود که از قضا صاحبان آن یعنی دو برادر به نامهای ناصر و پیام قرار است پدر مصدومشان را با آن به بیمارستان برسانند. در پی این ما...