به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: امیر کرم یزدی
رای کاربر: 5
موضوع این فیلم در خصوص کارگردان جوانی است که از موقعیت کاری خود سو استفاده میکند.

کارگردان: محمدرضا محمدی نجات
رای کاربر: 4
این مستند به بررسی آزادسازی زندان خیام در سال 2000 در مرز بین لبنان و اسرائیل می پردازد...

کارگردان: داریوش غریب زاده
رای کاربر: 4
مردی که در چاپخانه کار میکند به یکباره خودش را در میان عکس هایی که بر روی آن ها مشغول کار است می یابد...


کارگردان: مصطفی آلاحمد
رای کاربر: 4
این فیلم کوتاه به شکلی استعاری به مسایلی مثل جنگ، مرگ، و زندگی می پردازد...

کارگردان: علی اعلایی، رویا مجدنیا
رای کاربر: 4
گوینده ای قصد دارد متنی را درباره اهمیت فرش بخواند و در طی اش مشکلاتی برایش پیش می آید...

کارگردان: وحید نصیریان
رای کاربر: 7
انیمیشنی کوتاه درباره محوه پیشرفت انسان و چگونگی رسیدنش به جهان مدرن امروز اطرافش...

کارگردان: عباس کیارستمی
رای کاربر: 7
یک زن درون خودرویی نشستهاست و در ده سکانس با ده شخص گفتگوهایی انجام میدهد و نمایی از زندگی زن امروزی در ایران را نشان میدهد. در این فیلم شخصیت اصلی داستان با پسرش، خواهرش، یک عروس آینده، یک فاحشه و زنی که به دنبال خواندن نماز است گفتگو میکند...

کارگردان: محمد عرب
رای کاربر: 5
خانم معلم جوانی است که هر روز در سر کلاس حاضر میشود و تدریس خود را پی میگیرد . همه چیز به خوبی پیش می رود و معلم از کار و نتیجه تلاش خود راضی استتا این که ضمن تدریس به کلمه ناهار میرسد معلم آن را ساده می پندارد از آن به سادگی میگذرد.اما......

کارگردان: سعید خورشیدیان
رای کاربر: 5
کیوان و داریوش در طی یک ماجرای تصادفی با ترانه و دوستش کیمیا، آشنا میشوند که منجر به علاقه متقابل و دوجانبه کیوان و ترانه و داریوش و کیمیا میشود. ترانه با دوستانش شرط میبندد که کیوان را سر کار بگذارد ولی در طی روابطش با او واقعاً عاشقش میشود. داریوش هم با کیمیا ازدواج میکند.

کارگردان: سید رحیم حسینی
رای کاربر: 5
یک نوجوان بسیجی برای آبرسانی به روستای خود از منطقه عملیاتی جنگ، تانکر آبی را به غنیمت میگیرد، اما برای رساندن تانکر به روستا با مشکلاتی روبهرو میشود.

کارگردان: ابوالقاسم طالبی
رای کاربر: 5
محمود، مهندس کامپیوتر، جانباز شیمیایی و مبتلا به سرطان است. یک شب که در خیابان قدم میزند متوجه میشود که در دو موتورسوار کیف دختری به نام شیوا را دزدیدهاند و مزاحم او شدهاند.