به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: جواد شمقدری
رای کاربر: 3
این فیلم ثبت لحظات تاریخی و فراموش نشدنی رحلت حضرت امام قدس سره است. فیلم حکایت از تألم و تأثر بی نهایت امت مسلمان ایران است که در سوگ از دست دادن رهبر خویش بر سر و سینه می زنند. از مصلا، محل زیارت پیکر پاک امام تشییع و مراسم تدفین تا شب هفتم و جماران، محل اقامت حضرت امام به تصویر کشیده شده است.

کارگردان: شهریار بحرانی
رای کاربر: 3
یک آموزگار نهضت سوادآموزی به نام فرزانه وارد روستای پرت افتاده ای می شود تا فرزندان اهالی روستا را باسواد کند. او نسبت به اهالی، به خصوص زنان و کودکان، از هیچ کمکی فروگذار نمی کند. یک شب که باران شدیدی می بارد می کوشد اعتماد زن بدنامی به نام صنوبر را جلب کند. همان شب سخت بیمار می شود و یکی از اهالی ...

کارگردان: ناصر تقوایی
رای کاربر: 3
در بحبوحه ی انقلاب گروهبان مکوندی به ماسوله می رود و مردم را آزار می دهد. او برای آن که منطقه ی تحت نفوذش از شهرهای دیگر کم نیاورد حکومت نظامی اعلام می کند. کسبه ی بازار، معلم ها و دانش آموزان مدرسه با او مقابله می کنند و فرزندش را می آزارند. همزمان با فرار شاه از کشور به پاسگاه تحت فرماندهی او که ج...

کارگردان: محمدعلی میاندار
رای کاربر: 3
محور اصلی داستان، عشق و امید به زندگی، شهر و زادگاه مهاجرین است پس از پایان جنگ تحمیلی، آنها شوق بازگشت دارند و سازندگی. فیلم ماجراهای نخستین گروه مهاجر در بازگشت به زادگاهش است.

کارگردان: جهانگیر جهانگیری
رای کاربر: 3
«اصلان»، تنها پسر عطار خوشنام شهر، بر اثر شرارتهای فراوانش ناچار از مهاجرت میشود. «اصلان» که به سبب حمایت و محبتهای بیرویه والدینش، از خودراضی و بیمنطق پرورش یافته، در غربت تجارت تازهای مییابد و میآموزد که در صحنه زندگی، اندیشه، پایداری و اخلاق را سرمشق قرار دهد. «اصلان» در بازگشت، انسان دیگ...

کارگردان: مجید قاریزاده
رای کاربر: 3
«سحر» دختر هفت ساله «جواد» و «عاطفه» معلول جسمی است و به اتفاق پدر و مادرش در آپارتمانی اجارهای در شهرک اکباتان زندگی میکند. «عاطفه» مادر «سحر» در تلاش است با عمل جراحی دخترش بهود یابد. جواد کارمندی ساده است که به خاطر هزینههای فراوان و سنگین زندگی با مشکلات اقتصادی درگیر است و در این میان باید م...

کارگردان: حمید سمندریان
رای کاربر: 3
«سنجر» فرزند تنها پزشک شهر که اکنون فوت کرده است، به یاری اهالی شهر که در فقر و تنگدستی زندگی میکنند، برای تحصیل پزشکی به مرکز میرود و پس از اتمام تحصیلات به زادگاه خود برمیگردد و قول میدهد که برای مردم شهر پزشکی مفید باشد. «سنجر» در ابتدای طبابت به قول خود وفادار میماند ولی به تدریج وسوسهی زن...