به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: مجید اسماعیلی
رای کاربر: 6
اگر ناگهان پرندهها به پرواز درآمدند، یعنی دشمن پشت بوتههاست اما اگر پرندهای پرید شاید پی دانهای میرود. جنگجویان خطاکار تنها به پیروزی فکر میکنند پس بدیهی است که به سمت هر جنبشی پشت بوتهها یورش میبرند اما جنگجویان خردمند که حواس، درک و عکسالعملشان را یکپارچه کردهاند تفاوت پروازهای دسته جمع...

کارگردان: کیومرث پوراحمد
رای کاربر: 6
حبیب کاوه کارخانه دار قدیمی مبتلا به بیماری آلزایمر است. خانوادهاش او را ترک نمودهاند اما با بازگشت دخترش به ایران اتفاقاتی میافتد...

کارگردان: عبدالرضا کاهانی
رای کاربر: 6
فرهاد و الهه قرار است در چند ساعت آینده در حیاط خانه جدیدشان، مراسم ازدواجشان را برگزار کنند. اما ساکنین قبلی خانه به نامهای محسن و مژگان که می بایست خانه را پیش از مراسم عروسی تحویل این زوج جوان می دادند، دچار مشکل می شوند و حالا این دو خانواده می مانند و کلی وسائل که در خانه و حیاط قرار گرفته است

کارگردان: حسن فتحی
رای کاربر: 6
برزو در آستانه اعدام قرار دارد. همسرش و پسر کوچکش به همراه برادر کوچکتر برزو و دوست برادرش همه تلاششان را می کنند تا در مجالس و جشنها پول دیه وی را تهیه کنند.پول تهیه می شود، اما در شب قبل از زمان اعدام فرد یا افرادی به خانواده مقتول سه برابر دیه را می دهند تا رضایت ندهد. برزو اعدام می شود و برادر ک...

کارگردان: رامبد جوان
رای کاربر: 6
ما به این ته سیگار رژ لبی مشکوکیم. اما این به ما کمکی نمیکنه!

کارگردان: حمید نعمتالله
رای کاربر: 6
گروه پنج نفرهای میخواهند محمولهای شامل ترقه، فشفشه و اسباب آتشبازی را که متعلق به آنها نیست بفروشند. هیچ کدام از آنها کامروا نمیشوند مگر پنجمین نفر که به تردید همیشگیاش میان خیر و شر غلبه میکند.

کارگردان: محمد بزرگنیا
رای کاربر: 6
یک ناخدای ایرانی تصمیم میگیرد برای اولین بار مال التجاره با ارزشی را با عبور از میانه اقیانوس هند به چین برساند و در این سفر که از خلیج فارس آغاز میشود، اتفاقات مختلفی رخ میدهد و...

کارگردان: ابوالقاسم طالبی
رای کاربر: 6
داستان قحطی و خشکسالی عظیم ایران که در سالهای 1295 تا 1297 و در دوران جنگ جهانی اول در زمان اشغال ایران به دست قوای بیگانه روس و انگلیس رخ داد را روایت میکند...

کارگردان: محمدحسین مهدویان
رای کاربر: 6
احمد که عصیان نوجوانی اش را در سکوت گذرانده، فرمانده لشگری می شود که باید در دروازه های خرمشهر با دشمن بجنگند. اما سرنوشت او فرسنگ ها دور از مرز ایران رقم می خورد…