به ازای هر نفری که با دعوت شما در منظوم ثبتنام میکنند 20 امتیاز میگیرید.
لینک دعوت:


کارگردان: ابوالفضل جلیلی
رای کاربر: 3
در سال 1357 نوجوان روزنامه فروشی به نام حامد زادراه به دلیل پخش اعلامیه بر ضد نظام سلطنتی دستگیر و روانه دارالتأدیب می شود. او به مرور خود را با نوجوانان بزهکار و رفتار خشن مسئولان دارالتأدیب وفق می دهد، اما در عین حال مسبب اعتراض به وضع بد بهداری، غذا و بلاتکلیفی خود نیز هست.

کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
رای کاربر: 3
جوانی به نام "ناصر" پس از درگیری با دوستانش، در راه بازگشت به خانه با موتورش به شدت تصادف کرده و در مسیر انقلاب به بیمارستان به عنوان مجروح جنگی بستری میگردد. ناصر در رمحیطی به هوش میآید که همه او را به عنوان مجروح جنگی میشناسند. او در فرار از گذشته سعی میکند خود را در ورای هویت تازهاش پنهان سا...

کارگردان: خسرو شجاعی
رای کاربر: 3
دو خانواده "خیرآبادی" (پستچی) و "جعفر" (راننده قطار) که هر دو اجاره نشین هستند، پس از درگیری که با صاحب خانه خود پیدا میکند با تلاش زیاد موفق به خرید دو خانه کاملاٌ قرینه میشوند. از آن پس این دو خانواده را همواره در کنار هم میبینیم. پسران دو خانواده بزرگ میشوند. انقلاب شکل میگیرد و به ثمر میرس...

کارگردان: مسعود کیمیایی
رای کاربر: 3
در بانکوک جلسهای برای حمل بیست تن هروئین خالص به ایران تشکیل شده است. هدف از این کار توزسع هروئین در دانشگاه، مدارس، کارخانجات و حتی در جبهههای جنگ است تا ایران در جنگ تحمیلی از نظر نیروی انسانی دچار ضعف و کمبود شود. زن و مرد جوانی در این رابطه دستگیر میشوند. بازپرس از وابستگی آنها به جریان بزرگ ...

کارگردان: ناصر غلامرضایی
رای کاربر: 3
"صبریه" بیوه جوان به همرا پدر، مادر و تنها فرزند خردسالش در یکی از اقامتگاههای جنگ زدگان تهران زندگی میکند. او تصمیم دارد به همراه خانوادهاش با مشکلات دست و پنجه نرم کند. مسائل وجود فراره وی، نمیتواند عزم راسخ او را در هم بشکند و عمدهترین این مشکلات یافتن کار است. طی تلاشهایش با "حبیب" راننده ...

کارگردان: پوران درخشنده
رای کاربر: 3
ناصر نوجوان پانزده ساله ناشنوا که در محیط اجتماعی و خانوادگی مورد بیتوجهی قرار میگیرد، گرفتار بحران روحی شده و حالت انزوا پیدا میکند. بعد رفته رفته نسبت به توانائیهای خود شناخت پیدا میکند و به کمک خانواده و معلمش سعی مینماید بر مشکلات خود غلبه یافته و بحران روحیاش را رفع کند. به این طریق ناصر...

کارگردان: ابراهیم فروزش
رای کاربر: 3
مادر برای خرید از خانه خارج شده و دو فرزند خردسالش را تنها میگذارد. امیر محمد پسر بزرگتر که چهار سال دارد، برای نگهداری برادرش که کمتر از یک سال دارد، دچار مشکل میشود. از سوی دیگر غذا در دیگ زودپز روی اجاق در حال سوختن است. بوی سوختگی و صدای گریه بچه کوچکتر، زن همسایه را به آپارتمان میکشاند اما م...

کارگردان: محمدرضا اعلامی
رای کاربر: 3
"عاطفه" قالیباف و همسر یک رسام فرش، در پای دار قالی مورد هجوم قرار میگیرد. پیش از مرگ دختری از او متولد میشود. شوهر عاطفه که در جستجوی قاتلین همسرش، از ناحیه یک دست برای مدتی دچار نقص عضو میشود و دیگر قادر به ترسیم نقش فرش نیست، لذا به رنگرزی و خامه فروشی روی میآورد. دوازده سال بعد دختر او که بز...

کارگردان: تهمینه اردکانی
رای کاربر: 3
گلبهار دختری روستایی است که در سانحه رانندگی نخاعش قطع شده است. وی بعلت فشار روحی اقدام به خودکشی میکند و خانوادهاش که استطاعت نگهداری از او را ندارند. در یک آسایشگاه بستریاش میسازند. یکی از ممدکاران به نام مهری که دانشجوی رشته نقاشی است، مسئولیت نگهداری از گلبها را بر عهده گرفته و سعی میکند او...

کارگردان: مهدی صباغزاده
رای کاربر: 3
دکتر "پورمهر" که در بیمارستانی در یک شهرستان شمالی فعالیت دارد قصد مهاجرت به تهران را دارد. دکتر "حکیمی" رئیس بیمارستان به خاطر مشکلاتی که در بیمارستان وجود دارد از پورمهر تقاضا میکند سفرش را به تعویق بیاندازد او نمیپذیرد. در یک شب بارانی مردی به خانه پورمهر میآید و از او برای زنش که بیمار است کم...

کارگردان: حسین زندباف
رای کاربر: 3
رضا درگاهی" کارکند تاسیسات فرودگاه که با عجله در راه بازگشت به منزل است تا همسرش را که در حال زایمان است به بیمارستان برساند با یک پاسبان گشت تصادف میکند. پاسبان اسلحهاش را گم میکند. نتیجه دخالت کلانتری، آگاهی و سرانجام ساواک در این امر میشود. چون عنقریب رئیس جمهور آمریکا وارد تهران خواهد شد موض...

کارگردان: شاپور قریب
رای کاربر: 3
دخالتهای بیمورد خانوادهگی در زندگی زن و مردی، سرانجام باعث جدائی زن از مرد میگردد و این زمانی است که مرد کارش را نیز از دست داده است. از آن پس مرد باید عهدهدار نگهداری دو کودک خود نیز باشد. بزودی زن از اقدام عجولانه خود پشیمان میشود و با وساطت و اقدامات نوع دوستانه همسایه، زن و مرد زندگی تازه...