حواشی سریال تلویزیونی «ایستاده در غبار» (2 حاشیه)

در پی پخش اولین قسمت سریال «ایستاده در غبار»، «محمد حسین مهدویان»، در صفحه شخصی خود نوشت:
«خیلی‌ها می‌پرسند چرا در این صفحه حرفی از نسخه سریال «ایستاده در غبار» نزدم. پاسخ‌اش خیلی ساده است. چیزی که هنوز خودم ندیده‌ام را به کسی توصیه نمی‌کنم. نه اینکه نگذاشته باشند ببینم. نه، خودم ترجیح دادم نبینم. ایستاده در غبار برای من همان فیلم ۱۰۴ دقیقه‌ای است که در سینماها اکران شد. این سریال بر اساس یک توافق قدیمی آماده شد و من هم به دلایلی باید تن می‌دادم. چاره‌ای نبود. الان هم واقعا درست نمی‌دانم این نسخه، نسخه‌ی نادیده اصلا خوب از آب درآمده است یا نه. اما حتی با فرض اینکه عالی هم از آب درآمده باشد علاقه‌ای به دیدنش ندارم. ایستاده در غبار از نگاه من همان فیلم سینمایی ۱۰۴ دقیقه‌ای است که گفتم. ای کاش فقط همان نسخه از تلویزیون پخش می‌شد. این فیلم نسخه دیگری ندارد.»

پس از اظهار نظر «محمد حسین مهدویان»، مسئول روابط عمومی سازمان اوج در مقام تهیه‌کننده فیلم در صفحه شخصی خود به نوشته‌ی او واکنش نشان داد و نوشت:
«متنت را که دیدم می‌خواستم تماس بگیرم که با هم بنشینیم، چایی بخوریم و گپی بزنیم. ولی از صبح خیلی‌ها سؤال کرده‌اند از من درباره‌ی پست اخیرت، و این چندمین بار بود که پست گذاشتی برایمان و ما را رنجاندی و سؤالات خلق الله را به سوی‌مان گسیل داشتی. این بار هم مثل خیلی اتفاق‌های دیگر بهترین راه سکوت است. ولی چند خطی از برادر کوچکت:
حاج احمد مرد جهاد و عمل بود. درست همانطور که تو با ذوق و شوق بعد از ۲ سال تحقیق درباره ش گفتی و ما کیفور شدیم و از خدایمان بود که کسی بیاید و یک کاری سینمایی بکند برای حاج احمد. بدون حرف و ادعا، این بار عمل، برای اولین بار در این سی و چند سالِ نبودن حاج احمد.
و بعد از آن‌همه تحقیق، مستند و... اهل فن، درباره این شیر مرد جهاد و بعد از پژوهش‌های خودت و باتجربه‌ای که از «آخرین روزهای زمستان» داشتی، گفتی بهترین راه برای روایت این‌همه تحقیق، یک سینمایی و یک سریال است. ما با هم نشستیم. گفتی که سینمایی بسازیم، و بعد که دیده شد تازه سریال را پخش کنیم. و ما با هم حرف زدیم و از همه مهمتر به هم تعهد دادیم که یک فیلم سینمایی و یک مینی سریال درباره حاج احمد تولید کنیم. ما هم به سیاق بقیه برنامه‌هایمان به صداوسیما "تعهد" دادیم که یک سریال جذاب به نام ایستاده در غبار برایتان کنار گذاشته‌ایم و البته که برایم عجیب بود که در مورد تهیه سریال گفته بودی: «من هم به دلایلی باید تن در می دادم»!
حالا خدا خواست و تو بعد از ایستاده در غبار شدی «محمدحسین مهدویان»ی که همه سینما مثل ما دوستت دارند و بعد که در مورد سریال حرف زدیم، تو لابد تصمیمت عوض شد یا هرچه، و نیامدی پای سریال. هر چه گفتیم برادر حسین! بیا قربانت برویم، بیا دور سرت بگردیم، نیامدی که نیامدی. بر خلاف آن تعهد!
و سالگرد ربایش حاج احمد نزدیک بود و کم کم داشت آش خوش رنگ و لعاب ایستاده در غبار از دهن می افتاد، خب چه انتظاری از ما داری؛ جز این که بعد از این همه مماشات، یا علی بگوییم و سریال را برسانیم؟ سریالی که تعهد تو بود که حالا دلت نمی‌خواست باشد.
آخر مَشتی! مگر خودت نبودی که خط اصلی تدوین سریال را دادی؟ کسی دخالتی در بخش بندی سریال و گرفتن راش های سریال داشته جز خودت؟! از روی بخش‌های جدید سریال هم معلوم است که به نیت یک مینی سریال و یک سینمایی ضبط کرده بودی.
البته هنوز هم دیر نشده رفیق جان!
ما همچنان بر عهد خود هستیم. خدای ما بعد از سیمرغ های جشنواره هم خدای «اوفوا بالعهد» است. تو دوست دیرین مایی. اگر فرصت کردی بنشینیم و سریال را ببینیم و گپ بزنیم و کیف کنیم از دیدن و شنیدن حاج احمد.»